دیروز امتحانا تموم شده، الان وقت کردم بشینم برنامه در بیارم ببینم چطوریه؛ و با این گندکاری مواجه شدم. حالام نمیدونم چیکارش کنم. ساعت هشت صبح هم باید انتخاب واحد بکنم🙂💔
یه مقاله هم به استاد قول داده بودم بنویسم واسه یه همایش، که هنوز نصفش رو هم ننوشتم. و جمعه هم آخرین مهلت همایشه🙂🙂🙂🙂
دو دیقه دیر بیدار میشدم از خواب، تو خواب سکته رو زده بودم؛ خدا شاهده. خودم داشتم تنشهایی که در وجودم رخ میداد رو حس میکردم تو خواب، و حتی بعد بیدار شدن هم باز اثرش بود. چن دیقه طول کشید تا به خودم بیام🚶🏻♂
حتما با صدا و آهنگای خودش خیلی خاطرهها داشته با خانومش. حتما خانومش یکی از آهنگاشو خیلی دوس داشته. فرض کن هربار که میخونه یادش بیافته و غمگین بشه. یا خودش واسه خودش بخونه و گریه کنه:))🥀