شانس مارو. مشهد رفتنی که تو یه سالن افتاده بودیم که به جز ما کلا دوتا مرد دیگه بودن. بقیه همه خانم. حالام تو مترو، کل واگن پر، جای سوزن انداختن و نفس کشیدن هم نیست؛ بعد کل تعداد مردا اندازه انگشتای یه دست. شک کردم نکنه بانوان باشه؛ دیدم نه بابا:/
داخل رفتنش که سروقت رسیدم و بدون مشکل و راحت رفتم ولی مشکل بیرون اومدن بود که زودتر میخواستم بیرون بیام و با خیل عظیم جمعیت پشت در روبرو شدم و...😂
هی میگفتم یه چیزی کمه. پختم تموم شد یادم افتاد روغن نریختم. دوباره گذاشتم رو گاز روغن ریختم دو دیقه بعد برداشتم و آماده مصرف شد.
my notes!
رزق امشبمون:)
بین هیئت فداییان حضرت زهرا و رایة الزهرا مونده بودم که کدومشون رو برم. در نهایت رفتم همون اولی. اینکه به مترو هم نزدیکتر بود بی تاثیر نبود در انتخابم. در کل راضیم از انتخابم ولی هیئت محمود کریمی هم تو دلم موند🚶🏻♂