my notes!
صبح ساعت هشت لباسامو پوشیدم، الانم شب ساعت ده درآوردم؛ ینی چارده ساعت. یه لحظه بهش فک کردم پشمای خود
رکورد زده شد. قریب به بیست ساعت😂🤦🏻♂
از دانش خانواده خلاص شدیم، اومدیم نشستیم تو کلاس حقوق اجتماعی و سیاسی انسان در اسلام، اینجام بحث عشق شده. اینم شانس مایه😑
خودم فکرشو نمیکردم ولی دیروز خداروشکر خوب دووم آوردم. من میگفتم دیگه بعد از ظهر مخصوصا بعد غروب و طرفای شب فوت میکنم ولی عادی رفتم جلو و مشکلی پیش نیومد. ساعت یک شب بود دیگه بیهوش شدم رسما. اصن نفهمیدم چطوری خوابم برد