صبح یه ساعت و نیم بین کلاسام فاصله بود، الانم دو ساعت. رفیقم میگه الان اگه دوس دختر داشتی مینشستی این وقت بیکاریتو باهاش لاس میزدی:/
my notes!
دارم از خستگی به دعوت حق لبیک میگم
دیشب همون موقع که داشتم از خستگی و خواب، قیمه قیمه میشدم و میخواستم بخوابم، زیر پتو، یهو حس کردم که دلم خیلی ناز کردن و لوس شدن میخواد؛ بغل شدن میخواد؛ نوازش میخواد...