eitaa logo
my notes!
63 دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
204 ویدیو
15 فایل
یادداشت‌های یک ذهن خسته... گوشِ شنوا: https://daigo.ir/secret/8435569336
مشاهده در ایتا
دانلود
تا حالا ساعت یازده شب سلمونی نرفته بودم که خداروشکر قفل این مرحله هم باز شد😂
دیگه باهاش به مرحله‌ای از صمیمیت و رفاقت رسیدیم که خودش زنگ زده می‌گه پاشین بیاین موهاتونو کوتاه کنم هفته دیگه شلوغ می‌شه وقت نمی‌کنم درست حسابی. می‌گم نه امروز نمی‌شه بمونه برا بعد. می‌گه نخیر همین امشب باید بیای. کارتو بکن بیا منتظرم. هی من گفتم اون گفت، آخر سر هم گفت منتظرم باید بیای خدافظ قط کرد:/
ولی نکته‌ای که باهاش خیلی یه جوری شدم، انگار که شوکه شدم، یا یه جوری عجیب و غریب اومد واسم، موقع کوتاه کردن موهای بابام بود
وقتی یه کم کوتاه کرد، ناهمسانی و نامنظمی‌شون که رفت، صاف و یکدست شد، شدت سفیدی یکپارچه‌‌ی موهاش خیلی زد تو چشمم. زیر نور لامپ می‌درخشید. انگار که اصلا تا بحال انقد بهش توجه نکرده بودم، یا متوجه سفیدی موهاش تا این حد نشده بودم. و یه جوری شدم...
شب و اسکلی پارت اول
my notes!
شب و اسکلی پارت اول
شب و اسکلی پارت دوم
دلتنگیِ ساعتِ هفتِ صبح، خر است!
my notes!
دلتنگیِ ساعتِ هفتِ صبح، خر است!
منظورم 🐴 بود😂🤦🏻‍♂ الان دیدم اشتباه شده
به تو فکر کردم؛ به تو آره آره به تو فکر کردم؛ که بارون بباره...
به تو فکر کردم؛ دوباره دوباره! به تو فکر کردن، عجب حالی داره:)
دلتنگی آخر شب که هیچی، اون سرجای خودش؛ دلتنگی اول صبح رو نمی‌دونم تجربه کردین یا نه، ولی خیلی...🚶🏻‍♂