حالا فرض کنین یه خرمگس تا صبح یکسره تو اتاقتون دور بزنه. صدای بلندی نداره؛ اذیت هم نمیکنه صداش آدمو. ولی چن دیقه نگذشته آدم دیوونه میشه از صداش. حاضره خونه رو با بولدوزر تخریب کنه فقط صدای اون کوفتی خفه شه😂
my notes!
دو دست شطرنج بازی کردم حالا تو اینستا و ایتا هم که میگردم هی اینور اونور رو نگاه میکنم میترسم یکی
دو دست تخته نرد بازی کردم حالا به یکی هم که یه پیام تکی میفرستم میترسم یه مهرهای از اونور بیاد بزنه؛ با خودم میگم بذار یکی هم بفرستم دوتا بشه که نتونن بزنن😑💔
افطار مهمون بودیم، سرسفره افطار خربزه هم بود. آخر سر خواستم بخورم یادم افتاد که اول کاری عسل خوردم؛ و نمیدونم میدونین یا نه ولی ترکیب عسل و خربزه یکی از اون ترکیبات غذاییه که خیلی خطرناکه و میگن حتی کشندهست و رسما میکشه آدمو و خلاصه نباید با هم خورده بشه؛ دیدم از خربزه هم نمیشه گذشت، و در نهایت با چشمانی اشکآلود و دلی غمگین با شعار "ایشالا منظورشون خربزه مشهدی بوده" و با ورد "اشهد ان لا اله الا الله" شروع به خوردن کردم.
یا ورد رو ولش کن، ما آدم تنبلی نیستیم دنبال چیزای باد آورده باشیم. اصلا یه کاری میکردیم که یه اتفاقی بیافته