داشتم فکر میکردم که چقد هدف و معیارم از زندگی که میخوام تفاوت پیدا کرده با قبل
قبلا مدنظرم یه ماشین خوب و آنچنانی، خونهی قشنگ و خاص، زن و دختر بچه و یه خونوادهی پر جمعیت بود
اما حالا چیزی که میخوام یه خونه چهل پنجاه متریِ نقلی و دنج و فانتزی با گل و گیاه و پنجره و نورگیر خوب و بالکن و یه پرندهای طوطیای چیزی، یه ماشین قدیمی(یا حتی امروزی) ساده و معمولی که فقط با کمی رسیدگی بهش یه کم خوشگل و تر و تمیز بشه، و در نهایت سکوت و تنهاییه. جایی که هیشکی هم نشناستت و هیشکیو نداشته باشی. خودت باشی و خودت...
my notes!
اما حالا چیزی که میخوام یه خونه چهل پنجاه متریِ نقلی و دنج و فانتزی با گل و گیاه و پنجره و نورگیر خ
یادم رفت بگم که اصن ماشین نباشه هم مهم نیست. به جاش یه موتور معمولی