اون موقع که آموزش میدیدم به مربی رانندگیم گفتم رانندگی تو این شهر با چاله چولههای کوچه خیابون و مهمتر از اون با رانندگی غیراصولی و افتضاح مردم، واقعا مصیبته. اونم برگشت گفت رنجر های آمریکایی رو تو مرحله آخر آموزش میفرستن اینجا یه ماه رانندگی کنن، اگه تونستن به خوبی و بدون حادثه و تصادف بیان بیرون، رنجر میشن😂
ینی واقعا تو این شهر کوفتی رانندگی کردن مصیبته. نه قانونی هست، نه اصول و قاعدهای. هرکی هرجوری دلش خواست میره؛ فقط میخواد بره. قانون رانندگی اینجا رسما از قانون بقا تبعیت میکنه؛ هرجور شده برو، وگرنه بقیه میرن.
رفیقمم دیروز تصادف کرده
البته اون خودشم یه کم بد میرونه
ولی خب از جزئیات تصادفش خبر ندارم که مقصر این بوده یا کس دیگه
my notes!
ینی واقعا تو این شهر کوفتی رانندگی کردن مصیبته. نه قانونی هست، نه اصول و قاعدهای. هرکی هرجوری دلش خ
البته نامردی نکنیم؛ ناگفته نمونه که من خودمم چون تو همین شهر رانندگی میکنم، ناچارا مجبورم از همین قانون پیروی کنم. وگرنه اصن نمیشه😂🤦🏻♂
پای همه وایستادیم تا نهایت توان، تا پای جون، تا آخرین نفس و قطرهی خون، تا تهِ تهش؛ ولی به قول آقای یاس: کسی پای من واینستاد به جز شلوارم...