یاد حرف پسرعموم افتادم که میگفت تا دوران راهنمایی بابام وقتی میرفت سرکار منو میبرد میرسوند مدرسه، زودتر از همه میرسیدم؛ با سرایدار باهم درِ مدرسه رو باز میکردیم. راهنمایی به بعد که خودم میرفتم مدرسه، دیرتر از همه و وقتی صف مدرسه هم تموم میشد میرسیدم😂
my notes!
یاد حرف پسرعموم افتادم که میگفت تا دوران راهنمایی بابام وقتی میرفت سرکار منو میبرد میرسوند مدرسه
یکشنبهها با ماشین رفیقم باهم میاومدیم دانشگاه که اونم رفته ترکیه، برای اینکه دیرم نشه به بابام گفتم امروز منو برسونه؛ چهل دیقه زودتر رسیدم. حالا دوشنبهها که صبح کلاس دارم و چون رفیقم کلاس نداره اون ساعت، مجبورم خودم بیام، هفته پیش تازه وقتی کلاس تموم شد من از خواب بیدار شدم😂🤦🏻♂
یکی اینور رو صندلی نشسته با زنش یا همون دوسدخترش دعوا میکنه، یکی هم از جلوم با زنش یا همون دوسدخترش دست در دست هم عاشقانه رد میشه؛ اونوقت من تک و تنها مث سوکس پیفپاف خورده شتک شدم رو چمن و حال ندارم پاشم