خیلی روز خوب و خاطرهانگیزی بود امروز و خوش گذشت؛ تو دفتر زندگیم به عنوان یه روز خاص یادگاری نوشته شد. ولی کاش هیچوقت شبش نمیرسید؛ که انتهای این روز خوب، ختم نشه به این حال و اوضاع و حتی فکر اینکه پروندهی این زندگیِ کوفتی رو ببندم...
my notes!
آقای خواجه امیری داره اذیتم میکنه:)💔
تو آمدهای جان به لب من برسانی!
من پای تو یک عمر بمانم، تو نمانی...
Hamid SefatHamid Sefat - Ghafas (UpMusic).mp3
زمان:
حجم:
10.6M
از آهنگای موردعلاقه و مطلوبِ قدیمی:))
به یه حال و روزی افتادم...
بعد از ظهر خالهم زنگ زد و حرف نزد. صدای دور و اطراف میاومد. واقعا توهم زدم که انگار با صدای ضعیف و گرفته گفت بابابزرگ فوت کرده. سکته کردم. قطع کردم و دوباره زنگ زدم دیدم عادی حرف میزنه گفتم زنگ زده بودی گفت حتما دستم خورده
my notes!
به یه حال و روزی افتادم... بعد از ظهر خالهم زنگ زد و حرف نزد. صدای دور و اطراف میاومد. واقعا توهم
چن دیقه بعد اون رفیقم زنگ زد گفت کجایی؛ گفتم تو راهم دارم میام دانشگاه. با یه حالت خاصی که عادی نبود و انگار یه چیزی شده گفت زود باش زود بیا. دوباره سکته کردم گفتم بلکه دعوایی چیزی شده. میگم چرا چیشده. یه چیزی گفت که گفتنی نیست اینجا ولی مسخرهبازیش گل کرده بود
اینا هیچی به کنار. جدای از اینا هم، امروزم از بدبیاری و بدشانسی بینصیب نبودم🚶🏻♂