تو مترو هردوتا بغل دستیام خوابیده بودن. گاز میداد اینوری میافتاد روم، ترمز میگرفت اونوری میافتاد روم:/
میگه: ببینین بسوزین، روز جهانی خر داریم ولی روز پسر همچنان نداریم. تازه واسه نمک بیشتر رو زخم، فردا هم روز دختره😂🤦🏻♂
رفته بودم کافه، وسایلم موند رو میز خواستم برم یه سر به یزید بزنم؛ رفتنی تو دلم گفتم گوشی و اینا مونده رو میز حالا یکی برنداره بره. برگشتم گوشیو برداشتم داشتم ناشناسو چک میکردم یه لحظه گفتم بذار وسایلو چک کنم ببینم سرجاشه، دیدم کیف و کتاب و اینا سرجاشه یه لحظه دلم ریخت گفتم پس گوشی کجاست، هی زمین و میزای بغلی رو نگاه میکنم دنبال گوشی. یه لحظه به خودم اومدم دیدم تو دست خودمه:/