my notes!
پریروز رفته بودیم خونه یکی از آشناها. آخر سر موقع خداحافظی تو پارکینگ گفت که پسرش(هفت هشت سالشه) کچل
این کلا کارش این شده که پسرش ازش حیوونای مختلف میخواد و پیدا کنه بخره واسه بچهش. یه زمانی طوطی(عروس هلندی) خرید واسه پسرش، بعد یه مدت که از چشم پسرش افتاد داد به من، یه مدت نگه داشتم و دوباره برگردوندم بهش. یه زمانی دوتا کفتر خرید، اونم داد به من، یه مدت موند و بعدا دوباره برگردونم بهش. یه بار گفت رفتم بچه گربه پیدا کنم بگیرم واسه پسرم، دیگه از اون خبر ندارم اونو ندیده بودم به من هم نداده بود. الانم خرگوش😂🤦🏻♂
my notes!
ولی من همچنان دنبال جغدم هیچ چیز دیگهای به چشمم نمیاد🦭
یادم بندازین فردا یه ماجرایی تعریف کنم واستون از اینکه رفته بودم بازار سیاه پرنده فروشا دنبال جغد😂
بعضی وقتا یه جوری با دیدن یا شنیدن یا یادآوری و یا حتی فکر کردن به بعضی چیزا عنان از کف میبُرم که...
هدایت شده از توییتر انقلابی
256.3K حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چرا؟؟؟😂😂😂بجای اینکه انگشتش رو تر کنه دستمال کاغذی جوهری رو کرد تو دهنش😂😂😂😂😂
🗣 آدم
@twtenghelabi
my notes!
چرا؟؟؟😂😂😂بجای اینکه انگشتش رو تر کنه دستمال کاغذی جوهری رو کرد تو دهنش😂😂😂😂😂 🗣 آدم @twtenghelabi
به بابام میگم اگه دست من بود همونجا به خاطر همین کارش رد صلاحیت میکردم😂