و این قضیه باعث میشه که بیشتر از همیشه پیش بقیه خود واقعیم نباشم و خودمو پنهون کنم و ظاهرسازی کنم و خودم رو بدتر و بیشتر از قبل تبعید کنم به درون خودم
اما اگه برعکسش یکی از همون اول نتونست خودشو تو دل بقیه جا کنه و محبوبیت به دست بیاره و به چش بیاد، تا آخر بدبخته. هرکاری هم کنه بازم فایده نداره. دستشو تا آرنج فرو کنه تو عسل و بذاره دهنشون بازم فایده نداره. کلا خوبیا به چشم هیشکی نمیاد، عوضش بدیا دوبرابر. خدا شانس بده فقط
یعنی از هرچی که بیزار بودم و نگرانش بودم اتفاق نیافتاد؛ و جوری شد که اصلا فکرشو نمیکردم