قبلا تو بچگی یه فوبیایی از خواب شبونه داشتم. الانم که گاها به دلیلش فکر میکنم، نه در اون حد ولی باز هم یه جوری میشم.
جدای از اون، گاها هم یه خوابی میدیدم. خواب ترسناک و اینا نبود. ولی واقعا اذیت کننده و عذاب دهنده بود. یه چیز خیلی عجیب غریب
my notes!
سال قشنگی بود؛ خیلی:))
آره؛ همونطور که گفتم، سال بیستم عمرمون، با تموم بالا پایینایی که داشت، ولی در کل سال خوبی بود. خداروشکر
البته قضیه اینه که به واسطه برخی اتفاقات و تجربیات و خاطرات خوشایندی که موندگار شدن، اینطور جلوهی کلیِ خوب و دلنشین داره:)