فرض کنین مجبور باشی با یه آدمی رو در رو بشی که اون همش ایگنورت میکنه و خیلی سرد و طوری باهات رفتار میکنه که انگار ازت بدش میاد، و تو هم به همین دلیل ازش بیزار و دلخور و فراریای...
و همچنین در کنار اون، مجبور باشی با آدمی مواجه بشی که همنام و شبیه به آدمیه که داغش تو دلته!
my notes!
چن روز نبودم برگشتم دیدم رفیقم رل زده😂🤦🏻♂
به پسرعمو کوچیکهم گفتم اینو، و گذشت
یه کم بعد داشتیم در مورد یه موضوع دیگه و عروسی پسرعمو بزرگهم حرف میزدیم. پرسید الان چن وقته نامزدن گفتم که انقد چون یادمه که من فلان وقت مشهد بودم برگشتم شنیدم نامزد کرده
برگشته میگه پس تو هربار رفتی زیارت برگشتی یکی یا رل زده یا ازدواج کرده. بعد میگه علی به خدا من سربازیمو که تموم کردم بشنوم رفتی زیارت همونجا پاتو قلم میکنم🤣
حالا کلا یه حرفی بزنم، اصولا آدما رو تو شرایط عادی و مخصوصا از رو حرفاشون نمیشه شناخت. باید شرایط خاصی پیش بیاد تا طرف خودشو نشون بده. و این، هم تو بحث توانایی شامل میشه، که چقد دست و پا داره و هم چیزای دیگه مثل اینکه چقد کثیفه، و یا چه کارایی ازش برمیاد، چه خوب و چه بد. و اینکه به ظاهر نیست، و از رو ظاهر نمیشه قضاوت کرد؛ هرکاری از هرکسی برمیاد، بازم چه خوب و چه بد...
نمیدونم چرا، الان تو این حال و هوا آهنگا یه جور دیگهای میچسبن بهم. حتی آهنگایی که اصن بهشون گوش نمیدادم و تو گوشی خاک میخوردن
و از شما چه پنهون، یه ذره، فقط یه کوچولو، یه کمی هم حالمو گرفتن و بهم غم تزریق کردن
نفهمیدی که عشق و جان منی...
جان که چه گویم، جهان منی:)
نفهمیدی که بر دلم چه گذشت!
تو قرارِ دلِ بیقرارِ منی:))
این آخرین قدم، برای دیدنت
این آخرین پُله، واسه رسیدنت
این آخرین نفس کشیدنم، برای تو
این آخرین تو رو ندیدنم، برای تو