حالم شبیه آدمیه که اومده تو پیادهروی اربعین دکه زده چای و آب و آبمیوه بفروشه🚶🏻♂
my notes!
رفت که بره:)) این دفعه فرق میکرد با هر دفعه گره...
ولی صدای آقای طلیسچی خیلی لطیف و مهربونه:)
اصن سوای از اینستا و فضای مجازی و اینا، کلا بودن برخی آدما تو این دنیا یا تو زندگی آدم، بهتر و قشنگتر و قابل تحملتر میکنه دنیا و زندگی رو؛)
گاهی وقتا خودمم میمونم که هرچه زودتر باید ازدواج کنم تا خلاص بشم و فرار کنم، یا نباید ازدواج کنم تا خلاص بشم و فرار کنم؟
my notes!
گاهی وقتا خودمم میمونم که هرچه زودتر باید ازدواج کنم تا خلاص بشم و فرار کنم، یا نباید ازدواج کنم تا
البته خلاص و شدن و فرار کردن تو این دوتا مورد سوای از همدیگهست و فرق داره.
دو روز پیش با یکی حرف میزدم که باهم همکاری داریم و تقریبا میشه گفت رفیقیم، که با وجود اختلاف سنی خیلی بالامون(سنش بیش از دو برابر سن منه)، خیلی باهاش حس همزاد پنداری کردم. ینی تا حدودی شباهت شخصیت و اخلاق و مدل و داستانمون(البته تا اینجای زندگی من، و امیدوارم از اینجا به بعدش مشابه نباشه)، و اینکه بیش از حد از عمق وجودم درکش کردم و فهمیدم غم و درد و حالشو، باعث این شد.