my notes!
میدونین چیه، داشتم فکر میکردم که انواع مختلف جدایی و دور شدن رو تو رفاقت تجربه کردم
یه رفیق همکلاسی داشتم که بعد از راهنمایی چن سال ندیده بودمش و از همدیگه هم خبر نداشتیم. ولی خیلی بچه خوبی بود و اون زمان خیلی رفیق بودیم، که فوت کرد
یه رفیق همکلاسی صمیمی داشتم که بعد راهنمایی رفت یه شهر دیگه و از هم جدا و دورتر شدیم. ارتباط داریم ولی خیلی کمتر و رابطهمون هم خیلی کمرنگ شده. ولی خب چون شهرش رو عوض کرده بود و شاید خیلی مساله خاصی نبود، یه چشمم نمیاومد خیلی. ولی خب به هرحال دور شدم ازش
یه رفیق همکلاسی صمیمی دیگه داشتم دوران راهنمایی، که با اون هم رابطهمون شکراب شد
یه رفیق(پسرعموم) ازدواج کرد و با اینکه صمیمی و رفیقیم بازم ولی خب دیگه به هرحال به اقتضای شرایط، تغییر میکنه قضیه
یه رفیق(پسرعموی دیگهم) بزرگ شدیم و اخلاقیاتمون تغییر کرد و باهم متفاوت شدیم و الانم سربازه و دور شدیم. البته صمیمی و رفیق هستیم همچنان، ولی خب به هرحال به کیفیت قبل نیست
یه رفیقم هم که رل زد و با اینکه مشکلی پیش نیومده بینمون و چیزی تغییر نکرده، ولی خب دیگه اولویتش عوض شده
با اینکه هنوز تا بره یه سال طول میکشه و هنوز قطعی نشده ولی خب الانم به طور جدی قصدش رو داره و شرایطش هم محیاست. و اگر هم بره، فعلا چیزی در مورد مهاجرت همیشگی نگفته و فقط حرف تحصیله
و حتی با اینکه تازه صمیمی شدیم ولی دوسش دارم و از الان خیلی برام سخته فکر کردن بهش