یه رفیق(پسرعموم) ازدواج کرد و با اینکه صمیمی و رفیقیم بازم ولی خب دیگه به هرحال به اقتضای شرایط، تغییر میکنه قضیه
یه رفیق(پسرعموی دیگهم) بزرگ شدیم و اخلاقیاتمون تغییر کرد و باهم متفاوت شدیم و الانم سربازه و دور شدیم. البته صمیمی و رفیق هستیم همچنان، ولی خب به هرحال به کیفیت قبل نیست
یه رفیقم هم که رل زد و با اینکه مشکلی پیش نیومده بینمون و چیزی تغییر نکرده، ولی خب دیگه اولویتش عوض شده
با اینکه هنوز تا بره یه سال طول میکشه و هنوز قطعی نشده ولی خب الانم به طور جدی قصدش رو داره و شرایطش هم محیاست. و اگر هم بره، فعلا چیزی در مورد مهاجرت همیشگی نگفته و فقط حرف تحصیله
و حتی با اینکه تازه صمیمی شدیم ولی دوسش دارم و از الان خیلی برام سخته فکر کردن بهش
از پنجشنبه صبح ساعت نه که از خواب بیدار شدم تا به الان، فقط حدود دو ساعت خوابیدم اونم تو دو سه مرحله که تازه اونم خواب راحت و دلچسب نبود.