از پنجشنبه صبح ساعت نه که از خواب بیدار شدم تا به الان، فقط حدود دو ساعت خوابیدم اونم تو دو سه مرحله که تازه اونم خواب راحت و دلچسب نبود.
دیگه نمیشه تشخیص داد وقتی یکی یه حرفی میزنه، داره حقیقت رو میگه و حرف دلش و اون چیزی که واقعا از ته دل باور داره رو میگه؛ یا حرفاش از رو سیاسته، از دروغه، از دوروییه، از چیه...
آدم گاهی وقتا نعمتا و موهبتای ارزشمند خیلی زیادی دم دستش هست و هرروز هم جلو چشمشه و باهاش سر و کار داره؛ ولی انقد عادی شده و در نظرش کوچیک هست که اصن نه به چشم میاد و نه قدرش رو میدونه. و زمانی قدرش رو میفهمه که از دستش بده.