my notes!
تو کلاس همه دخترن😐💔 به جز من کلا یه پسر دیگه هست
اول اینکه خداروشکر یه کم بهتر شدیم
تعدادمون شد چار نفر یه کم خیالم راحت شد
ولی استاد که اومد،دیدم یه مرده نسبتا چاق،هیکل درشت،با یه وجب ریش،خیالم راحت تر شد
my notes!
تاااااا صبح واااااااای
و آمااااااااا نکته سوم که تا صبح وااااااییییی داره
ترم قبل که کلاسای فرهنگی هنری دانشگاه ثبت نام کرده بودم،استاد عکاسیمون یکی بود که طرف خودش مدرک بینالمللی عکاسی داره،به اضافه کلی مدال و مقام و جایزه جهانی از جشنواره های مختلف و کشورای مختلف.استاد فوتوشاپمون هم یه پسر جوون ولی واقعا ماهر و کاربلد بود.در حدی که علاوه بر پروژههای گرافیک دیزاین و طراحی و اینا که کار میکرد تو یوتیوب هم تدوین گر یکی از پیجای بزرگ بود.با اینکه کلی تعجب کرده بودم و اینا که یه همچین اساتیدی آوردن ولی گفتم که خب حتما شانسی پیدا کردن آوردنش و غیره.مخصوصا اینکه استاد فوتوشاپ،با اینکه کار درست و حرفهای بود،ولی خب جوون بود
ولی استاد امروزمون که اومد دیگه فکم افتاد.دیدم که نه واقعا شانسی و اینا نیست.واقعا کارشون درسته.
my notes!
دوم اینکه من میگفتم حالا استاد هم یه دختر افادهای میاد و بدبختی تکمیل میشه
همونطور که گفتم فکر میکردم که مثلا یه دختر دانشجوی هنر یا ادبیات اینا بیارن سر کلاس که یه چیزایی تدریس کنه و بره
ولی این استاد هم مث اون قبلیا واقعا کار درسته.طرف خودش از اون شاعرا و نویسندههای کشوریه.در حدی که تو دیدار شاعران با رهبر هم رفته و شعر خونده
ولی حالا چیزی که واقعا روحمو جلا داد و اونهمه وای داره اینه که استاد آخر کلاس دوتا از شعرای خودش رو خوند واسمون.خود شعراش که محشر بود به کنار،حس و حال و لحن خوندنش دنیایی بود واسه خودش.یه حس غیرقابل وصف
تا به حال واسم پیش نیومده بود که شعرای یه شاعر حرفهای رو از زبون خودش از نزدیک و حضوری بشنوم.و واقعا عجیب بود.روحمو زنده کرد