یه استادی داریم که تیکه کلامش "به اصطلاح" هست. بعد انقد رو مخمون راه میره با این تیکه کلامش، زیاد هم میگه. دو جلسه بود بعد آنتراکت و از نصف به بعد کلاس میرفتم. چون کلاسش ساعت هشت صبحه و یه نیم ساعت که دیر میکردم دیگه خجالت میکشیدم برم میموندم بعد آنتراکت. امروز گفتم دیگه زشته گندش در میاد زود برم برسم. رفتم کلاس استاد اومد کلا تو کلاس هفت هشت نفر بودیم. با رفیقم عقب نشستیم که یا بخوابم یا با گوشی سرگرم بشم. استاد اومد چون تعداد کم بود و همه عقب نشسته بود گفت بیاین جلو بشینین. آقا مارو آورد ردیف اول نشوند. ینی یه اوضاعی بود. رخ تو رخ، چشم تو چشم، خوابم میبرد😂
my notes!
یه استادی داریم که تیکه کلامش "به اصطلاح" هست. بعد انقد رو مخمون راه میره با این تیکه کلامش، زیاد ه
از درس دادن این هم که چیزی متوجه نمیشیم؛ درس سنگین، مدل درس دادنش و انتقال مطلب تند و ضعیف، صبح ساعت هشت هم که همه تو کما. دیگه اول کلاس با خودم گفتم چون هم حوصلهم سر نره و هم خوابم نبره جلو چشم استاد، بذار بشینم "به اصطلاح" گفتنهای اینو بشمارم ببینم تو یه جلسه چن تا میگه. نشسته بودم چوب خط میکشیدم تو دفتر😂
خدا شاهده تو یه جلسه تدریس سه ساعته، بعد کسر کردن زمان آنتراکت و حضور غیاب و اینا که موند دو ساعت و ده دیقه به طور خالص، نزدیک به ۲۲۰ بار گفت به اصطلاح😐💔
my notes!
یه استادی داریم که تیکه کلامش "به اصطلاح" هست. بعد انقد رو مخمون راه میره با این تیکه کلامش، زیاد ه
نامردا بقیه بچهها همهشون با یه ربع تاخیر اومدن قشنگ رفتن عقب نشستن. ما گرفتار شدیم😂🤦🏻♂
my notes!
:))
عکسی که بعد مدتها به طور جدی گرفتمش و خوب از آب دراومد و به دلم نشست:)
آخرشب تو خونه میگم باز فشارم رفته بالا سر و صورتم داره میسوزه. بابام میگه اونطور که وقتی پشت تلفن داشتی حرف میزدی عصبی بودی و حرص میخوردی، بایدم فشارت رو سی باشه😂🤦🏻♂
my notes!
آخرشب تو خونه میگم باز فشارم رفته بالا سر و صورتم داره میسوزه. بابام میگه اونطور که وقتی پشت تلفن
فکرشو نمیکردم، ولی واقعا انگار این داغ شدن سر و صورتم وقتایی که اعصابم خورد میشه ناراحت میشم عصبی میشم، از فشارمه
وقتی فشارخون هم از طرف پدری بهت ارث برسه و هم مادری، نتیجه میشه اینکه تو بیست سالگی فشار خون بالا داری