میدونین چی سخته؟
اینکه راه و مسیری که تو دلت میخواد بری و انتخابش کردی با اون راه و مسیری که بقیه دلشون میخواد و برات در نظر گرفتن، یکی نباشه. اونجاست که هیچکس حتی نزدیکترین آدمات تو راهی که داری میری باهات موافق نیستن و پشتت نمیمونن
my notes!🇮🇷
میدونین چی سخته؟ اینکه راه و مسیری که تو دلت میخواد بری و انتخابش کردی با اون راه و مسیری که بقیه
و اونجاست که علاوه بر جنگیدن با آدمای نزدیکت بابت این راه، باید تنهایی هم همهی این راهارو طی کنی
my notes!🇮🇷
و اونجاست که علاوه بر جنگیدن با آدمای نزدیکت بابت این راه، باید تنهایی هم همهی این راهارو طی کنی
بدون حمایت کسی؛ سختیا رو تنهایی به دوش بکشی، دردات رو تنهایی تحمل کنی، حرفات و اشکات واسه خودته، زخمات رو خودت ببندی، و حتی حق نداری جلو کسی چیزی ابراز کنی تا پوزخند نزنن و فکر نکنن پشیمونی و حرف اونا درست بود و تو اشتباه میکردی.
my notes!🇮🇷
و اونجاست که علاوه بر جنگیدن با آدمای نزدیکت بابت این راه، باید تنهایی هم همهی این راهارو طی کنی
این میدونین ینی چی؟
ینی سختی مضاعف. ینی سختیای اون راه به کنار، سختیای تنهایی طی کردن هم به کنار، سختی جنگیدن با چیزای معمول هم به کنار، بلکه باید ایندفه با چیزی بجنگی که قرار بود حامیت باشه ولی برعکس خودش شده مخالف و دشمنت تو این مسیر...
نمیدونم چرا ولی حس میکنم تغییراتی در مدل فیلم دیدنم ایجاد شده. قبلا ژانر مورد علاقهم اکشن، کمدی، و یا اکشن-کمدی بود. حتی این اواخر چن بار بود که کلا فیلم رو گذاشته بودم کنار و جهت سرگرم شدن و فارغ شدن از دنیا و ورود به یه دنیای گوگولی و فانتزی، داشتم انیمیشن میدیدم. اما یهو چن روزه به شدت علاقمند به فیلمای اکشن-جنایی شدم و در حالی که انیمیشن بوقلمونهای زبل رو آخرین بار نصفه گذاشتم موند تا بعدا ببینم، چن شب پیش یکی و امشب هم یه فیلم دیگه در این ژانر دیدم و به شدت هم برام جذاب میاد و دوس دارم ادامه بدم.