eitaa logo
my notes!🇮🇷
79 دنبال‌کننده
1.5هزار عکس
256 ویدیو
15 فایل
یادداشت‌های یک ذهن خسته... گوشِ شنوا: https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_1k91qso&btn=mr.chester
مشاهده در ایتا
دانلود
دیشب با اطلاع کامل از اینکه کلاسم ساعت دهه خوابیدم. اونوقت صبح پا شدم اومدم دانشگاه رفتم سرکلاس می‌بینم خالیه. با تعجب اطراف رو نگاه می‌کنم می‌گم شاید کسی نیومده، می‌بینم استادمون سر یه کلاس دیگه‌ست، می‌گم وا ساعت کلاس ما رسیده این چرا هنوز تموم کرده کلاس قبلیو. و ساعت رو نگاه کردم دیدم یه ساعت زود اومدم:/
چطور ممکنه😂🤦🏻‍♂
اصن خودمم هرچی فکر می‌کنم متوجه نمی‌شم. نباید اینطور می‌شد اصولا😂
ساعت گوشی رو از هشت تا نه کوک کرده بودم که حداکثر نه پاشم حاضر شم بیام. ولی تا ساعت دوبار زنگ زده، هشت و ربع پا شدم حاضر شدم حرکت کردم بدون فکر به اینکه کلاس دهه و هنوز مونده. خیلی هم سریع دست و پامو جمع کردم که دیر نکنم. نگران هم بودم دیر نرسم چون استاده گیر می‌ده و منم لب مرز حرکت کردم.
وای از نیم ساعت خوابی که از دست دادم😔
به قول آقای ابتهاج: آه از آن رفتگان بی‌برگشت
چرا همچین می‌کنم😂 می‌دونستم کلاس ساعت دهه، ولی فک می‌کردم نه‌عه:/ توضیحش سخت و عجیبه😂🤦🏻‍♂
همچین چیزی تو طول تحصیلم پیش نیومده بود. معمولا دیر می‌رسیدم همیشه😂🤦🏻‍♂ باید تو اخبار سراسری اعلام بشه به نظرم چیز کم و کوچیکی نیست که بشه ازش صرف‌نظر کرد
هرکی منو می‌بینه می‌گه ریش بهت می‌اد نزنیا و من هم دو به شک موندم چیکار کنم
البته خب همیشه ریش دارم. منظور ریش زیاد
رفیقم ظهر می‌گه این ریشا، یقه باز، سرتا پا مشکی، زنجیر، قمه‌ت کمه فقط
منم اولش فک می‌کنم می‌گه غمت کمه، می‌گم اونم دارم. می‌گه عه بالاخره خریدی، می‌گم چیو، می‌گه قمه، من تازه فهمیدم حرفشو. می‌گم نه هنوز در دست اقدامه ایشالا به زودی😂🤦🏻‍♂