معتقدم یکی از جاهای سخت عزا و از دست دادن عزیزی، چهلم و در اومدن از عزاست. اونجایی که دیگه پیرهن سیاه رو از تنت در میارن و خونه و زندگی رو برمیگردونی به حالت عادی، انگار که قراره دیگه از این به بعد اون شخص رو برای همیشه به صندوقچه خاطرات قلبت منتقل کنی. با اینکه هیچوقت فراموش نمیشه اما این حس رو داره که انگار قراره دیگه فراموش کنی همه چیو. و دقیقا قسمت تلخ و سختش همینه💔🚶🏻♂
my notes!🇮🇷
آرزو میکنم که همیشه خستگیتون از شادیا و خوشیا باشه...
ایشالا همیشه سرتون به خوشی گرم باشه:)
my notes!🇮🇷
چهل روز گذشت...🥀
ممنون میشم اگر لطف کنین یه صلوات و فاتحهای بفرستین براشون:)
با اینکه اون موقع هم بهم میگفتن قیافهم بیشتر از سنم میزنه، ولی الان که مقایسه میکنم میبینم اون مدلی چقد بچهتر جلوه میدادم. الان حس میکنم یه ده سالی بزرگتر شدم نسبت به اون موقع