eitaa logo
چای و ایوون
88 دنبال‌کننده
294 عکس
18 ویدیو
0 فایل
-What about some 🍵? اینجا یه ایوونِ که توش می‌شینم کتاب می‌خونم و به‌خودم و گل‌ها یه‌سری چیزارو یادآوری می‌کنم؛این میون گاهی غرمی‌زنم یا نفرین می‌فرستم بر خودم، گآهی هم به این فکر‌ می‌کنیم که کی هستیم و توی چه مسیری به سوی کجا می‌ریم.. 'Trust Allah'
مشاهده در ایتا
دانلود
چای و ایوون
امشب داشتیم توی کوچه ها دنبال یه مجلس روضه می‌گشتیم ساعت ده شب، دعا دعا می‌کردیم یه جایی باشه که هن
ازین‌خونهٔ‌ساده هایی که یه قسمت حیاط خونه رو پرچم می‌زنن و هیئت خونگی می‌گیرن بدون ادعا و درعین سادگی رو خیلی دوست دارم. پسربچه ها مشکی پوش سینی حلوا می‌برن مردونه و خانوم ها توی خونه چای می‌ریزن... انقدر وقف اهل بیت بودن خیلی قشنگه:)))))
نگاه کردن به محدثه با چادر، اونم امشب.. وای بر منِ‌روسیاه..
چای و ایوون
«أغیثینی یا مولاتی یا رقیه خاتون»
باشد که دعای رقیه‌خاتونِ‌سه‌ساله پشت سر همهٔ‌ما باشد..
بچه های vip خیلی زیادی دیگه دارید ازم تعریف می‌کنید،لوس می‌شم خدایی. لطفا تا زمانی که هم رو ندیدیم اینکارو نکنید چون من به بوس محکم و بغل سفت مجازی اعتقاد ندارم.. تشکر
گریه‌ها و آه‌هاتون و ناله‌هاتون، حتی غم ها و چهره های ناراحت و لباس های مشکی‌تون بین آدم‌های رنگی شهر، قبول درگاه حق بابونه های سفید:)
چای و ایوون
چنین شب‌هایی آرزوی من ست.. آرزویی که لیاقت می‌خواهد و من تشنهٔ‌آن..
هدایت شده از شب‌های‌حوّا.
زمانی که اسلام رو انتخاب و به‌صورت رسمی دوباره اعلام ایمان کردم، یکی از عزیزانم بهم گفت حضرت امیرالمؤمنین، سیدالشهداء، ابالفضل‌العباس و علی‌اکبر، غیرت‌ٌالله هستن. تو الان شیعه‌ای، روی شیعیان‌شون غیرت دارن. تو خودت‌رو سپردی دست این‌ها. امروز خانواده‌ام سفر بودن و من در شهر تنها. توی راه که داشتم میومدم خونه، از یک کوچه‌ی باریکی رد شدم. چندتا پسر جوان مست و نعشه اون‌جا بودن. کوچه خلوت بود و غروب داشت می‌رسید. وقتی نگاهشون به من افتاد و به سمتم قدم برداشتن، اخم‌هام رو در هم کردم و سرم رو انداختم پایین. بنا بر عادت زیر لب زمزمه کردم یا غیرت‌ٌالله. غيرت تو اجازه نمی‌ده کسی قصد بد به من داشته باشه. قدم‌هام رو تند کردم، از پیچ گذشتم، من‌رو گم کردن و هیچ گزندی بهم نرسید. نفس عمیق کشیدم و به سمت آسمون لبخند زدم، که یکهو به خودم اومدم. صدای روضه توی ذهنم طنین‌ انداخت که "غیرت‌الله منم، پناه خیمه‌های بی‌پناه منم." تمام راه رو تا خونه گریستم. گریستم و گریستم و گریستم و زمزمه کردم. «پس سلام بر سلام بر بانوانی که قامتشان را هیچ نامحرمی ندیده بود، اما نامردان تاریخ آنان را کشان‌کشان تا مجلس شراب بردند. سلام بر حیاهای مجسم خاندان وحی که از پشت پرده‌های عصمت بیرون کشیده شدند و در میان نگاه‌های بی‌حیا به اسارت رفتند. سلام بر دختران فاطمه که آفتاب هم از شرم به قامتشان نمی‌نگریست و فرشتگان برای دیدن رویشان از خداوند اذن می‌گرفتند، اما آنان را در کوچه‌های شام به تماشا گذاشتند. سلام بر مخدراتی که حریم نگاهشان حرم بود، ولی با ریسمان ظلم به بزم مستان برده شدند. و سلام بر غيرت‌ خداوند، که سر بریده‌اش از روی نیزه برای تک‌تک آنان گریست.»
هدایت شده از شب‌های‌حوّا.
حسین طاهری 1402050316.mp3
زمان: حجم: 20.5M
نذار ببینم دیگه این غم‌رو، به تو می‌سپارم رقیه‌ام رو.
هدایت شده از «غلت خورده در چای»
الهی که برات بمیرم پسرِ فاطمه...
چای و ایوون
وای وای وای...