eitaa logo
چای و ایوون
87 دنبال‌کننده
293 عکس
18 ویدیو
0 فایل
-What about some 🍵? اینجا یه ایوونِ که توش می‌شینم کتاب می‌خونم و به‌خودم و گل‌ها یه‌سری چیزارو یادآوری می‌کنم؛این میون گاهی غرمی‌زنم یا نفرین می‌فرستم بر خودم، گآهی هم به این فکر‌ می‌کنیم که کی هستیم و توی چه مسیری به سوی کجا می‌ریم.. 'Trust Allah'
مشاهده در ایتا
دانلود
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
بچه تر که بودم کتاب «پس از جهان لرزه» رو می‌خوندم، یه داستان فانتزی توی رده سنی 10-12 سال.. اون‌زمان سبک فانتزی خیلی دوست داشتم. یه جایی بود توی کتاب که شخصیت اصلی (اِفی) می‌رفت به یه باغ توی دگرجهان. خونه ی بزرگ قدیمی توی اون باغ برای کلوثید و برادرش بود. کلوثید یه دوشیزهٔ مهربون بود که همیشه به حرفای اِفی گوش می‌کرد؛ هرموقع اتفاق بدی میفتاد اِفی می‌رفت پیش کلوثید، توی باغ چای می‌خوردند و باهم حرف میزدن.. همیشه دلم می‌خواست منم برم پیش کلوثید و باهم حرف بزنیم و دلداریم بده، توی باغ دگرجهان بشینم و گل‌های رز باغ رو بو کنم، یکم از این دنیا دور بشم و سکوت توی ذهنم بیاد. دوست داشتم همیشه یه همچین جایی باشه ولی فعلا متاسفانه نیست. بنظرتون این‌مکان تونسته براتون حداقل یه نمادِ کوچک از اون‌باغ باشه؟
چای و ایوون
بچه تر که بودم کتاب «پس از جهان لرزه» رو می‌خوندم، یه داستان فانتزی توی رده سنی 10-12 سال.. اون‌زمان
خیلی دلم نان فروشی عمه اکتاویا رو هم می‌خواد، *همراه با دمنوش و چای و شیرینی های زنجبیلی/ نارگیلی *کنار یه دوست خوب *یه عصرونه با کلی صحبت..
خب یه گزینه دیگه به لیست آرزو اضافه می‌شه؛ یه باغ، حیاط پشتیِ خونه درویشی، با میز و صندلی، مخصوص چای و کلوچه، و البته درد و دل و صحبت کردن□
من که می‌دونم هرچی ویدئو مسیج و ویس بدم ریحآبی همشون رو گوش می‌ده و می‌بینه حتی اگه حوصله سربر باشن؛ پس این‌کارو می‌کنم✓
چقدر لذت بخشن آدمایی که آدم می‌تونه کنارشون خودش باشه، راحت.. هیچوقت بهت حس اضافی بودن نمی‌دن..
هدایت شده از  ستاره ها!
امروز روز جهانی چای هست.