در سکوت شب، تنها صدای ورق خوردن خاطرات است که از میان تاریکی تنهایی،راهی به سوی قلب پیدا میکند . 🕯🏷
شما میگین «فراموشش کن» ولی مولانا میگه:
اوست نشسته در نظر
من به کــجا نظر کنم؟
اوست گرفته شهرِ دل
من به کـجا سفر کنم؟
آنقدر در مغزم با خودم حرف زده ام
که اگر آنها را مینوشتم، کتابی میشد به نام :
تمایل به خاموشی در پسِ ذهنی نا آرام.
فدای سرت خیلی عبارت زیبا و گرمیه و انگار با بیانش داری به فرد اطمینان خاطر میدی که تو مهمتر از یه اشتباه هستی.🤍
اگر روزی غمگین روبهروی تو ایستادم،
فکر نکن که چهقدر ضعیف و کمتوانم؛
به این فکر کن که تو را امن دیدم
و روی تو حساب کردم،
که روی غمگینم را نشانت دادم.
من همیشه توی هرچیزی زیاده روی کردم؛ تو غصه خوردن، تو دوست داشتن، تو تلاش کردن، همیشه بیش از حد نگران همه چیز بودم.
دیدی یهو دلت میخواد بهش بگی:
برات تنگ شده این دل،
هر کجا هستی خوش به حال در و دیوار اونجا.