من همیشه توی هرچیزی زیاده روی کردم؛ تو غصه خوردن، تو دوست داشتن، تو تلاش کردن، همیشه بیش از حد نگران همه چیز بودم.
دیدی یهو دلت میخواد بهش بگی:
برات تنگ شده این دل،
هر کجا هستی خوش به حال در و دیوار اونجا.
تو این مرحله از زندگیم انقدر از همه طرف تحت فشارم و انقدر همه چی برام سخته و بی حوصلم که وقتی ببینم هی داری اشتباهاتت رو تکرار میکنی دیگه اونقدری توان و تحمل ندارم که بگم عوضش قبلا فلان جا خوبی کرده، خوبیات رو فراموش نمیکنم نه ولیخب این دلیل نمیشه هر اتفاقی که افتاد پیشت بمونم از ی جایی به بعد بجای اینکه کنار بیام، کنار میزارم .
در مَردها حسی هست که
اسمشو میذارن غیرت ...
و به همون حِس در خانمها
میگن حسادت ...
اما من به هردوشون میگم عشق ...
تا عاشـق نباشی ،
نه غیرتی میشی نه حسود ...
میدونم الان ناشناس بزارم هیچ کس حرف نمیزنههه وگرنه میزاشتم حوصله ام درست شه