نه ما میمانیم
نه هیچ یک از مردم این ابادی
به حباب نگران لب یک رود قسم
و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت
غصه هم میگذرد...
آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند
لحظه ها عریانند.
به تن لحظه ی خود جامه ی اندوه مپوشان هرگز
زندگی ذره ی کاهیست که کوهش کردیم
زندگی نام نکوییست که خارش کردیم
زندگی نیست بجز نم نم باران بهار
زندگی نیست بجز دیدن یار
زندگی نیست بجز عشق بجز حرف محبت به کسی
ورنه هر خار و خسی
زندگی کرده بسی
زندگی تجربه تلخ فراوان دارد
دوسه تا كوچه وپس كوچه واندازه یك عمر بیابان دارد.
ما چه کردیم و چه خواهیم کرد؟
در این فرصت کم
_سهراب سپهری
میخوام نفر جدیدی که اومده رو سفت بگیرم بغل کنم اینقدر که به آمار نگاه کردم و حتی یک نفر هم نیومد
خوش اومدی:)