هدایت شده از Ariana
دشت گلی در نزدیکی خانه شان قرار داشت پس انجا محل بازی اش بودولی بعضی از شب ها که انجا پرسه میزد فکر میکرد که از دور قلعه ای دیده ولی همه اس را به حساب توهم میگذاشت،و اینکه جرئت نزدیک شدن به انجاراهم نداشت،ولی صبح ها که میرفت قلعه ای نبود،یک شب عزمش را جزم کرد و با بهترین دوستش راهی شد،انها کم کم پیدا شدن قلعه را دیدند و همین که به انجا رسیدند کاغذ لوله شده ای جلوی پایشان بود که نوشته شده بود:
«سرنخ اول:از در اصلی قلعه وارد نشوید»
پس یعنی انها وارد یک بازی شده بودند؟
برای:
@Noveriacastle
_آدرینا در حال غر زدن...😂
+آخه خب خدایی نه محتوایی دارم نه هیچی و میدونم درصد زیادی از کسایی که اینجا اخیرا عضو شدن و دارن سین میزنن پیامارو منتظر تقدیمی ان که موندن و خب منم فرصت نکردم آماده شون کنم و این چند روز درگیر بودم و خواهم بود و خب یه خورده اعصابم در همه واسه همین دیگه چیزی غیر از این تو ذهنم نمیاد که بخوام بگم.
هدایت شده از تقدیمی های زیرشیروونی
فیلم: هری پاتر و سنگ جادو
~•~•~•~•~•~•~~•~•~•~•~•~
From:Meg
For:@noveriacastle
مستأجر پلاک۳؛
یه نفر یه پیام ناشناس برام ارسال کرده...
اونی که پیامو فرستادی، اگه اینجا هستی باید بگم خیلی خوبی و خیلی ازت ممنونم وسط کلی بیحوصلگی پیامت خیلی خوشحالم کرد((((: