هدایت شده از انجمن شاعران مرده(واقعی)
آن قدر با آتش دل ساختم تا سوختم
بیتو ای آرام جان یا ساختم یا سوختم
سردمهری بین که کس بر آتشم آبی نزد
گرچه همچون برق از گرمی سراپا سوختم
سوختم اما نه چون شمع طرب در بین جمع
لالهام کز داغ تنهایی به صحرا سوختم
همچو آن شمعی که افروزند پیش آفتاب
سوختم در پیش مه رویان و بیجا سوختم
سوختم از آتش دل در میان موج اشک
شوربختی بین که در آغوش دریا سوختم
شمع و گل هم هرکدام از شعلهای در آتشند
در میان پاکبازان من نه تنها سوختم
جان پاک من رهی خورشید عالمتاب بود
رفتم و از ماتم خود عالمی را سوختم
رهی معیری
خوشحال میشیم شما هم به انجمن شاعران مرده ما (نسخه واقعی) تشریف بیارید تا باهم شعر بخونیم(((:
هدایت شده از ‹روزیکهسبزمیشوم.›
تقدیمی ⚘️~
بدون هیچ مناسبتی و صرفا برای شادی و هم صحبتی ؛ شوما لطف میکنید و این پیام رو داخل کانال هاتون بازارسال میکنید و من صرفا نسبت به چنلتون شما رو توصیف میکنم [ ظاهری/اخلاقی ] ، ممبر ها هم هستنااا :)))))*
" ارسال تگ هاتون "
پیشنویس : ایگنور اصنی در شأن شوما نیست ⚘️ .
"𝘔𝘪𝘯𝘥'𝘴 𝘙𝘦𝘧𝘭𝘦𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯"
قدی بین ۱۶۲-۱۶۶ ، پوست شاید کمی سبزه ، موهای کمی روشن ولی حالت دار ؛ متفکر و منطقی 💘
واااو(((:
خب کمی روشنگری کنم😔
قدم که بلندتره...البته قبلا تقریبا همین بودا ولی اخیرا که گرفتم خودمم برگام ریخت، حدودا ۱۷۰ شده بودم😔هاها.
پوستمم سبزه نیست راستیتش. روشنه.
موهامم روشن نیست ولی حالت داره.
با اینحال خیلی ممنونم ریحانه جانم🥲✨