"𝘔𝘪𝘯𝘥'𝘴 𝘙𝘦𝘧𝘭𝘦𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯"
آدرینای عزیزم؛ به نظر من، تو و چنلت وایب قفسه کتاب های فلسفه یا تاریخ توی کتابخونه رو میدین، و اگر
جلد طلاکوب شده دیوان حافظ😭 خدایا🥲
ممنوووونم دختر((((((:
https://eitaa.com/hisfall/2948
خب دیگه بهرحال اون دیدگاه خودته..😔😔
عزیزمی🫂✨
هدایت شده از آنتی سلبریتی🎬
4.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 دختران خوشبخت آمریکایی را ببینید!!!
🎬 آنتی سلبریتی
https://eitaa.com/joinchat/2067791886C00959371cb
یعنی خواهران گرامیم استعداد خارقالعادهای در "برهم زدن روان من" و "رسوندن هرچهسریعتر من به مرگ از سر فشار" دارن.
بعضی وقتا اینطوری میشم که: خدایا یا من تموم شم یا اینا😭
نیمرو درست کردم بخورم از خواب پاشده اومده بالا سر من هنوز صورتشم نشسته، بعد اومده دست میکنه تو ظرف من میخواد یه لقمه برداره جلوشو گرفتم گفتم اول که این مال منه دومم اینکه برو صورتتو بشور. هیچ دیگه بعد سروصدا که توو هروقت من تخم مرغ میخورم میایییی ده تا لقمههه ازش میخورییییی الان به من یه لقمهههه نمیدیییی!!
حالا از شانس عالی من همون موقع پدر گرامی زنگ زد یهو خانوم شروع کرد داد و هوار که بابا آبجی یه لقمه هم بهم تخم مرغ نمیده خسیس ترین آبجی دنیاست و همیشه کلی از تخم مرغ من میخوره الان زورش میاد به من بده(کاملا ناناستاپ -همون بدون توقف- اینارو میگفت) خلاصه که حالا خر بیار باقالی بار کن سه ساعت جواب پدر رو بده که والله باالله من مقصر نیستم تقصیر خودشه منم از تخم مرغش نخوردم.
بعدش اینطوری شدیم که خب چرا اون خواهرم نمیره براش تخم مرغ بریزه بعد اوشون رو اوردیم مواخذه، اونم عین این فتنهگرهای اعظم چندتا توجیه الکی اورد بعدشم مثلا قهر کرد رفت. هیچی دیگه من موندم و حوضم، بعدش دوباره خانوم اومد لقمه برداره گفتم این مال منه بعدشم اول برو صورتتو بشور، خانومم زد زیر همه چی و در رفت. یه صبحونه نمیتونیم مثل آدم بخوریم، عالیه.
دخترهی لوسِ کولیِ دراماکویین. اه.
_ https://eitaa.com/noveriacastle/15868
حس خیلی قابل درکیه.... فقط اینکه من دوتا داداش دارم نه خواهر.. وضع مشترکیه..
حس حرص خوردن رو میتونم بفهمم.. زیاده..
#آمایا
+آه خدا صبر بده. ما تازه یکی دیگه هم درراه داریم...هعیی..