من یه خرمشهر ساختم بعد گم شد. اومدم یه خرمشهر۲ ساختم. بعد این خرمشهر۲ موقعی که میفرستادیش برمیگشت بعد صدبار دور میخورد دوباره برمیگشت.😂
مامانم میگفت این مثل این پدافندای اسرائیل دوباره برمیگرده گل به خودی میزنه🤣
_خواهر کوچیکم که میخواست دنیا بیاد همه رو اسم رقیه توافق کرده بودیم جز بابام... میگفت که اسمش باید رقیه خاتون باشه.. من مامانم بقیه اعضای خوانواده داشتیم خودمون رو به آب و خاک میزدیم بابا! رقیه خالی ! ولی گیر داده بود به رقیه خاتون! آخرش هم ثبت احوال اجازه نداد گذاشت رقیه وقتی هم اومد ناراحت بود که چرا نتونسته خاتون رو کنارش بزاره و تو این فکر بود چرا به جا ی رقیه خالی خاتون خالی نزاشت 🤣 ما اینقد خوشحال بودیم. چند مدت پیش من با یکی آشنا شدم که اسمش رقیه خاتون بود به بابام گفتم این قدر ناراحت شد که نتونست اسم خواهرمو رقیه خاتون بزاره😅
+ای بابااا..آره جدیدا دیگه نمیذارن اینجور پسوندا رو بذارن جلوی اسمها. آخ آخ بابات دیگه خیلی تو دلش بوده بذاره خاتون😔
باباها معمولا هرچی خودشون میخوان میذارن ولی خب دیگه از شانس بابای شما نذاشتن که بذاره😔😔😂
ولی خب میدونی، هرچیزی خیریتی داره.
ماهم حالا فعلا بین یکی دوتا اسم موندیم باید ببینیم به قول پریا کدومش از فینال برنده بیرون میاد😂
ولی جدا چقدر اسم گذاری فرایند دشواریه🤣😭
سلام به همگی.
خب دوستان بنده جایی بودم و اصلا آنتن نداشتم پس...ببخشید دیگه خلاصه.
عاشورا رو به همگی شما تسلیت میگم.
و اینکه، التماس دعای فراوان.
و عزاداریهاتون هم انشاالله قبول باشه.
5.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عزاداری ما دیشب در روستای مادری.
پ.ن: ولی حیف اون جایی که دیگه اذان شد و فیلم نگرفتم اون قسمت دیگه خیلی پرشور و قشنگ بود من دیگه فقط ایستادم اونجا سینه زدم فیلم نگرفتم😔
من زیاد نمیرم روستای مادریم. ولی وقتی تاسوعا عاشورا میشه. واقعا بخاطر همین یدونه صبحدم کلی التماس این و اون میکنم که بریم...
واقعا نمیدونم چی پیش میاد و چی در راهه و در آینده چه خبرها میشه...اما فقط احساس میکنم اگر امسال هم نرم کربلا دق میکنم.