خب خیلیم عالی.
سخنی نیست؟؟
راستی. کسی هست اینجا داستانو خونده باشه؟؟ اگه خوندید خوشحال میشم نظرتونو بدونم.
https://daigo.ir/secret/324154056
_تازه پارت اول رو خوندم کنجکاوم بقیه اش رو هم بخونم فقط ژانرش رو میگی و اینکه کی و چه جوری متولد شد رو هم بگی ممنون میشم
+((((((((:
ژانرش رو که بالاتر توی پیام سنجاق شده(آخری) گفتم.
یجورایی معمایی، تا حدودی عاشقانه، یکم رویال(سلطنتی)، با حال و هوای کلاسیک.
_ https://eitaa.com/mindsreflection/17840
اره
+خب پاسخ دادم. برنامه ریزی کلی دارم اما خب اینکه ریزترین جزئیات رو چیده باشم و این چیزا نه جدا. من بطور کل زیاد اهل برنامهریزی نیستم اما خب برای این داستانه واقعا خیلی چیزا رو چیدم و خب تا الان که خوب پیش رفته.
_اول پیرنگ و این جور چیزا مینویسی یا فقط مینویسی و میری جلو..یا اینجوری هستی که ایده های اصلیت رو مینویسی و ایده های اصلیت رو در نوشته های رندوم و ایده ی های لحظه ایت جا میدی؟
+نه من هیچیو نمینویسم همش تو ذهنمه😭😂
ببین اتفاقات اصلی مشخصن..یه سری فرعیا هم که اون اصلیا رو تکمیل میکنن مشخصن، میمونه یه سری جزئیات که من فقط با پیش بردن داستان مینویسمشون. برنامهریزی نشدن از قبل این جزئیات.
_داستانات اینجوری هست که پایانش رو بدونی و برنامه ریزی کردی؟
+پایانو به طور دقیق مشخص نکردم اما خب حدودی میدونم و مشخص کردم که تهش قراره چی بشه.
من هیچ پیرنگی هیچ نموداری هیچی نکشیدم تمام سناریو تو مغزمه. البته جایی هست که بطور صوتی توضیح دادم سناریو رو که بعدا اگه یادم رفت مراجعه کنم بهش اما جایی بطور مکتوب ثبتشون نکردم.
_وقتی خودم یه متنی رو مینویسم و میخوام برای خواهرم بخونمش و اون یه ریاکشن اینشکلی که خیلی درک نمیکنه نوشته هامو داره، ناراحت مشم چون من حس دادم به شخصیت داستان ،زندگی دادم ،تو ذهنم تصویر سازی کردم و ارزش خاصی برای اون قائلم..الان که داری تعریف میکنی اینشکلیم که واقعا ذوق میکنم از اینکه درمورد شخصیت داستانت انگار که درمورد یه ادمه حرف میزنی و نحوه ی به وجود اومدنشونو میگی و خوب حس خوبی میده.امیدوارم موفق باشی
+وای وای((:
ببین متاسفانه همه مثل هم نیستن و مثلا اون چیزی که برای تو ارزشمنده ممکنه برای خواهرت نباشه. توی ذوق آدم میخوره واقعا اما خب ناراحت نشو همیشه دست خود آدم نیست..
بذار یه ویس بدم.