"𝘔𝘪𝘯𝘥'𝘴 𝘙𝘦𝘧𝘭𝘦𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯"
دوستان اینطوری فایده نداره. میدونم خیلی دیره، البته نمیگم که تا الان تلاشی براش نکردم یا انجامش ندا
اما یه چیزی هست.
واقعا دیگه تبیین مستقیم جواب نمیده، یعنی قبلا هم نمیداداا، الان هم مثل قبل، جواب نمیده! اینکه تو بری کلیپ بگیری چهارتا نکته بگی بعدم بگی التماس تفکر و خدانگهدار فایده نداره جواب نمیده!!
باز خوبه من برای دیوار حرف نمیزنم و اینجا کسی چیزی نمیگه، وای به زمانی که بخوام برای دیوار حرف بزنم!
واقعا دردناکه.
بطور جدی یه حسی بهم میگه اینجا هم دیگه داره نفسای آخرشو میکشه. نمیدونم متوجه میشید چی میگم یا نه..
میدونید، خیلی حس بدیه که حتی توی کانال خودت هم احساس تنهایی کنی..
ویرایش: بقیه پیاما اینجاست.
هدایت شده از دلقکان فیلتری³
10.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
امروز، فقط یه سالگرد ساده نیست؛ امروز تولد یه افسانهست.
۱۵ سال پیش، پنج تا پسر معمولی کنار هم قرار گرفتن و دنیای ما رو برای همیشه تغییر دادن.
از اولین «Hi, we’re One Direction» تا آخرین اجرای روی صحنه... از «What Makes You Beautiful» تا «History»...
اونا فقط یه بند نبودن، اونا صدای نسل ما بودن، خاطرات نوجوانی، دلگرمیِ روزای سخت، هیجانِ بیپایانِ عاشق شدن.
ما باهاشون بزرگ شدیم، خندیدیم، گریه کردیم و عاشق شدیم.
و حتی حالا که هر کدومشون راه خودشونو رفتن، قلبمون هنوز با یه آهنگ 1D میکوبه.
به افتخار ۱۵ سال وفاداری، عشق، موسیقی و خاطراتی که هیچوقت فراموش نمیشن.
و به امید اون روزی که دوباره پنجتا پسرمون کنار هم بخونن...
𝗛𝗮𝗽𝗽𝘆 15𝘁𝗵 𝗔𝗻𝗻𝗶𝘃𝗲𝗿𝘀𝗮𝗿𝘆 𝗰𝗹𝗼𝘄𝗻𝘀!!
من خب اولین باریه که توی سالگرد واندی حضور دارم(به عنوان یه فن یا همون طرفدار)..
و واقعا...نمیدونم...فقط میدونم از وقتی اومدم هر لحظهش دلتنگی بوده، تو اوج سختیا با ویدیوهاشون و حرفاشون و مصاحبهها و حرکتای خندهدارشون قهقهه زدم و از ته دل خندیدم..
هربار هم که یادم میومد که چقدر همه چیز دوره و داستان چقدر درازه و واقعا چقدر وقته که از تمام این لحظات قشنگ گذشته و حجم دلتنگی چقدر زیاده از ته دلم اشک ریختم...
واقعا لحظاتی که برام با حضور معنویِ این پنج نفر گذشت خیلی برام ارزشمنده..
من به اندازهی یه نفر که سالیانِ ساله که طرفدارشونه اون دلتنگی رو حس نکردم و هیچوقت هم به اون اندازه نخواهم کرد..
اما چیزی که هست اینه که واقعا وان دایرکشن از همون اول تو قلبم جا داشتن، دارن و خواهند داشت...و هیچوقت از ذهنم پاک نمیشن...و همیشه خونهی امن باقی میمونن..
و امیدوارم انتظار خیلی بیشتر از این طول نکشه، چه برای لیام عزیزم، چه برای دیدنِ پنجتاشون کنار هم..
خلاصه که، واقعا وجود این ۱۵ سال یه چیز شگرف و خارقالعادهست، وجود پنجتاشون هم همینطور..
چیزی که از ابتدا یادگرفتم فقط امید بوده و امید..
۲۳ جولای هم یه روز خاص برای یادآوری امیدواریه...
بعنوان یه قطرهی کوچیک توی دریای دایرکشنرها...
۱۵ سالگیشون مبارک(((: