ملت رفتم دفتر خریدم برای کتاب آشپزی!!! از فردا شروع میکنم دستور آشپزی بنویسم توش. اولیش رو هم که قرار شد قورمه سبزی باشه((:
هی اصرار کردن بیا بریم خرید هی گفتم ولم کنین من حالم خوش نیست میخوام ارباب حلقههامو ببینم(برای بار پنجهزاروپونصدوپنجاهوپنجم). هی اصرار کردن منم از سر اجبار گفتم باشه.
بعد دیگه رفتیم دفترم هم خریدم. خیریتی درش بود😔
یعنی درواقع مامانم گفت من نمیتونم پلهها رو بالا پایین کنم یکی باید باشه همراه اینا(پدر و خواهران) بره خرید بدونه من چی میخرم چی نمیخرم پاشو برو خرید.
یعنی این روش های مادرانه که احساسات آدمو جریحهدار میکنن آدم مجبور میشه اون کاری رو که میگن انجام بده خیلی جالبه.
هدایت شده از ستاد مبارزه با بیکارا
جالبه؛ اکثر شهرهای ایران (علی الخصوص جنوب) سالهاست که تو تابستون با بیآبی مواجهن ولی صداشون به گوش کسی نمیرسید، حالا که یه هفته ست تهران بیآب شده یهو کل فضای مجازی شده انتقاد و مطالبهگری راجع به بحران آب.
_میدونی زندگیم خیلی پرفکته فقط همینو میتونم بگم:)
+آره کاملا متوجهم...هعییی..
منم همینطور(:
_سلامم خوب هستی؟؟؟
#آمایا
+به به سلام بر بانو آمایا(:
خداروشکر ما نیز نفسی میکشیم. احوال شما؟
_قرار بود بعد از امتحانات یک بحث راجب هم.جنس.گرایان بذارین چی شد
+ایوای من فکر کردم خیلی یادشون رفته اینو😔😭
والا همون روز یه بحثی با همین موضوع شد منم خیلی چیزا گفتم همون موقع، اگر میخواید فعلا به اونا مراجعه کنید. منم انشاالله شنبه صبح یه سری ویس کامل درموردشون خواهم داد(:
_لینکشو بده باید از کجا ببینم چی گفتین
+الان.
https://eitaa.com/mindsreflection/15958
خدمت شما.