هدایت شده از کلماتیچند.
📪 پیام جدید
چنلاتو همه رو چک میکنی ؟
قبلن هم چنین پیامی فرستاده بودم
#دایگو
میدونید، لیام، نمیدونم..
ببینید من جدا موقعی که دایرکشنر شدم، دقیقا همون موقعی بود که لیام رفت..
واقعا هیچ خاطرهای ندارم که بشه گفت حضور لیامو توش حس کردم، ولی بخاطر لیام بود که دایرکشنر شدم و تو این فضا قرار گرفتم..
واقعا لیام...نمیدووونم چی بگم..
با این حال که لیام نبود، من واقعااا بعد از آشنایی زیادی که نسبت بهش پیدا کردم، که همش فقط یه حجمهای بود که بهم وارد شد و واقعااا از یه نظر خوشحال بودم که میدونم زندهست و واقعا ترکمون نکرده..
بعد مثلا فکر میکردم بقیه که میگن خیلی دلتنگشن، واقعا چه شکلیه، هنوز حسش نکرده بودم..
بعد یکم که زمان گذشت...خدا میدونه، اسم این آدمو میاوردن من بغضم میگرفت..
خیلی سنگینه برام...نمیدونم..یه وقتایی خیلی جای خالیش حس میشه..لیام همیشه توی ذهنم یه آدم خاص بود و هست.
حالا بگذریم از اینا، امروز تولدشه نیومدم درددل کنم.
لیام بطور جدی، انگاری نوره تو تاریکی.
کلا شخصیت لیام، خیلی عمیق و بزرگه، دل خیلی بزرگی داره، بشدت مهربونه، خیلی امیدوار کنندهست، واقعا سختی زیاد کشید یه مدت، اما هنوزم انگار یه نور تو دلش داشت، و میدونم داره، حتی بیشتر از قبل..
طوری که فهمیدم چه شکلی با چه چیزایی مقابله کرد، واقعا ازش توی ذهنم یه آدم بزرگ ساخت...و جوری که در عین حال اینقدر حامی بود و هوای همه رو داشت بنظرم بسیار قابل ستایشه..
میدونید، هرکس در عین خوبیایی که داره، بدیهایی هم داره، همه دارن خب، لیام یکی از اوناییه که بهرحال در عین هر چیزی که داره، بنظرم زور خوبیاش بیشتر میچربه، و جدا برام همیشه یه آدم خاص بوده از وقتی شناختمش.
بشدت منتظرشم، و دلم براش تنگ شده، جدا در حد مرگ، هروقت یهو یادم میاد که نیست بطور جدی درد رو توی تک تک سلولام حس میکنم، و واااقعا، واااقعاا خیلی زیاد چشم به راهشم..
از همینجا آرزو میکنم که هرجا که هست حالش خوب باشه، حتی اگر آرزوی من تاثیری نداشته باشه و مهم نباشه. و فقط، چی بگم...
تولدت مبارک daddy payno..✨
خیلی خودمونی نوشتم.
ولی خب اینم یادم رفت، اینکه واقعا لیام، تو همین مدت کمی هم که من باهاش آشنا شدم، جدا نجاتگر بود، ببینید کل واندایرکشن واقعا همین بودن، و لیام هم یه بخش بزرگ ازش بود..
قشنگ همون لحظههایی که هربااار داشتم از روی اون پرتگاه لعنتی میافتادم، یه دست منو گرفت، میدونید، دست خدا بودااا، دست خدا بود، شاید طنز بنظر برسه اما اونا هم وسیله بودن، هرکسی یه چیزی داره که آرومش میکنه، که تو لحاظ سختش نجاتش میده، منم میگم، واقعا خیلی از لحظاتی که خیلی بهم سخت میگذشت، یه هندزفری میذاشتم تو گوشم، و خب..شاید یه فرار از سختیها بود از طرف یه آدم ترسو، ولی خب، موقت بود، و دقیقا مثل مسکن..
هدایت شده از Adriena, Lost in the Castle
لیام بطور جدی خوش قلب ترینه لیام دیگه خودِ خودِ خونه امنه لیام هوای همه رو خیلی داره به فکر همه هست لیام بشدت فداکاره لیام بابای هممونه لیام ماهه به معنای واقعی کلمه که تو تاریکی یجوری میدرخشه که همه جا رو روشن میکنه لیام استعدادهاش حد ندارن از ایناست که اسمش میتونه تا ابد بمونه و پاک نشه لیام خیلی قشنگه و خوشچهره ست خلاصه که لیام همهچی تمومه. پکیج کامل.
How can I forget someone who gave me so much to remember..