یومه عزیز. ممنونم بخاطر دعوتنامهی خیلی خوبت، و البته وعده وعیدهایی که توش دادی😔😂
حقیقتا زیاد فکر کردم که اگر یه روز خواستم بیام خونهت، با خودم چی بیارم..
و خب، فکر کنم، احتمالا برات یه تلفن قدیمی میارم، از اونا که دهههای شصت و پنجاه تو خونهها بوده، همونا که یه دایره روش داره و برای گرفتن هر عددی باید دور تا دور دایره بچرخی و شماره یک نفرو بگیری، البته خیلی قدیمیه، اولش که خریدمش، کار نمیکرد، آخه از عتیقهفروشی خریدم. ولی خب خودم یخورده دستکاریش کردم، الان دیگه بنظر کار میکنه. البته، شمارهی خودم رو هم روی یه کاغذکاهی کوچیک نوشتم و به دستهی تلفنش آویزون کردم، که هروقت حوصلهت سر رفته بود، بهم زنگ بزنی تا یه دل سیر از هر دری با هم صحبت کنیم..
امیدوارم از هدیهت خوشت بیاد.
از طرف یک دوست، آدرینا.
مگان عزیزم. اول اینکه حقیقتا بابت عدم ارسال دعوتنامه نمیتونم ازت تشکر کنم، ولی خب، بهرحال..
اگر یه روز خواستم بیام خونه شما، برات یه جعبه پر از سیدیهایی با موسیقیهای مهیجِ جدید میارم، که با هم گوش بدیم و لذت ببریم. البته، گوش دادنِ بیش از حد به موسیقی، آسیبزنندهست. پس خیلی زیاد بهشون گوش نده. من برات متنِ چندتا از آهنگای موردعلاقهم رو هم روی کاغذای رنگی مینویسم و کف جعبه میذارمشون، اونا خاصن، حتما اونا رو بخون.
امیدوارم از هدیهت خوشت بیاد.
با اوجِ مهر، از طرف آدرینا.
فلورا(؟)ی عزیز. از Prespective. (اسم اکانتت یه چیز بود، اسمی که تو کانال بود یه چیز دیگه..یخورده گیج شدم با چه اسمی خطابت کنم خواهر) بابت دعوتنامه از شما ممنونم.
روزی که سری به خونهی زیبای شما بزنم، احتمالا با یه سبد میام، که هشتتا گلدون با گلهای قشنگ و مختلف توشه، وسط گلدونها هم یه تنگ کوچیکِ ماهی گلی...
فقط لطفا خیلی حواست به گلها باشه، ازشون مراقبت کن و سر وقت بهشون آب بده، و توی تاریکی هم نگهشون ندار، آخه افسرده میشن.
ماهی رو هم گرسنه نذار، باهاش حرف بزن که تنها نمونه..
ببخشید اگر هدیههام خیلی به مواظبت نیاز دارن...ولی خب امیدوارم که دوستشون داشته باشی.
با یک دستِ دوستی، از طرف آدرینا.
هدایت شده از 𝗌𝗍𝖺𝗋𝖽𝗎𝗌𝗍
همه ی بند ها برگشتن؛غیر از اونی که باید برمیگشت.
هدایت شده از Vole
تیپ:
بوکسر
تو ی باشگاه بکس، اغلب ورزشکارا، احوال پرسیشونو با ی مشت، به بازوی هم شروع می کنن.
این تیپ تو خرید، ارادتشو با انتقاد نشون می ده، و این رفتارش، برای تحکیم دوستیه نه زخم زبون.
فروشنده باید در ابتدا، نقد رو تصدیق کنه و بعد، خودشو از اون وضعیت مستثنا کنه.
این آدما نباید صد در صد تایید یا رد بشن، چون نه استاد از شاگرد می خره، و نه دشمن از دشمن.
تقدیم به
آدرینا
از چنل
minds reflection