بعضی چیزا...نمیدونم..ولی فقط..از دست ما خارجه..
هی به خودت نهیب میزنی که وای چرا هیچکاری نمیکنی!!! ولی خب واقعا چیکار میشه کرد..؟
گاهی شاید زمان حلش کنه..
امروز روی ازاون مودا بودم که هی دلم میخواست حرف بزنم و حالم خوش نبود اما واقعا نمیدونستم از کدوم دردم بنالم و یکمم شاد و شنگول بنظر میرسیدم اما خب بازم دلیل بر خوشحال بودنم که نمیشد، میشد؟؟
وگرنه وااااقعا دبیرستان بطور عجیب غریبی خفنه..
و جدا، نترس ازش...اولش یخورده سخته..ولی خب..فقط لذت ببر...و کیف کن...چون دیگه مثلش برات پیش نمیاد..هیچوقتِ هیچوقت!!
هدایت شده از او|he
و جدی با اون همه درامایی که تو راهنمایی بود به اندازه سی سال پیر شدم🤣