eitaa logo
"𝘔𝘪𝘯𝘥'𝘴 𝘙𝘦𝘧𝘭𝘦𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯"
235 دنبال‌کننده
3.1هزار عکس
526 ویدیو
9 فایل
غیرفعال. اینجاست هر آنچه از ذهن بر آید..! این‌جانب ، آدریِنا هستم. جهت گفت‌وگو: https://daigo.ir/secret/324154056 https://eitaayar.ir/anonymous/Fg6B.W17hBk پاسخ؟ @lostincastle @Adriena39 : بنده
مشاهده در ایتا
دانلود
پارسال همین موقع رفته بودم توی رخت خواب تا بلکه زود خوابم ببره. خوابم نمی برد. گوشیو برداشتم و دیدم یک عزیزی بیداره. با هم صحبت کردیم. گفتم با اینکه دوازده ساله دارم همین چرخه رو هی تکرار میکنم، ولی باز هم اول مهر استرس دارم. خیلی عجیبه نه؟ گفتش عجیب نیست. ولی همه چیز خوبه و قرار نیست اتفاق تازه ای باشه. نگرانش نباش. باعث دلگرمی بود. اینکه یکی آرومم میکنه. اینکه میدونستم وقتی فردا برم چند نفر منتظرمن. اینکه آدمای خوبی رو قراره ببینم که دلم براشون تنگ شده بود. اینکه میدونستم مسیر پیش روم قرار نیست آسون باشه ولی توی این مسیر تنها نبودم، واقعا باعث دلگرمی بود. دلم تنگ میشه برای روزهایی که از مسیر ساحلی میرفتیم مدرسه و من هرروز دریا رو برانداز میکردم که ببینم امروز چه رنگیه ؟ برای وقتایی که اتفاقی هممون سر کوچه جمع میشدیم تا دونه دونه بیان دنبالمون و بریم خونه. یا وقتایی که دبیری که کلاسشو پیچونده بودیم رو سر کوچه می دیدیم و باید پشت دیوار قایم میشدیم یه وقت ما رو نبینه و خجالت بکشیم. فردا اول مهره و من امشب با اون عزیز صحبت نمی کنم. قرار نیست صبح توی کلاس آدرینا رو ببینم که سرش رو از لای در میاره داخل کلاس که ببینه شروع شده یا نه و قرار نیست کنار اون دوستم بشینم که به هم نگاه میکردیم و زیر زیرکی می خندیدیم. اون دوره تموم شد. ولی بابام هنوز داره میگه چرا بیدارید؟ فردا مدرسه دارید. بخوابید دیگه! بریم بخوابیم. امیدوارم زیبایی رو توی هرروزتون پیدا کنید. حتی سخت ترین هاش. شبتون پر ستاره✨
هاها من خونه‌م و خیلیای دیگه مدرس-
من حقیقتا دیگه دلم خوش بود که خب عالیه خودم خونه تنهام. یکم بیشتر خوابیدم ساعت یه ربع به ده پاشدم برای خودم صبحونه آماده کردم و بساط چیدم و اینچیزا(دیر بود ولی خب بازم دلیل نمیشه صبحونه نخوری). بعد دیگه همینطوری نشسته بودم برای خودم فیلم دانلود میکردم و صبحونه میخوردم، کاملا ریلکس و همه چی خوب بود که یهو در باز شد گل اوم- چیز یعنی خواهرام اومدن تو، گفتم عهههه شما مگه مدرسه نبودیننن!!؟ گفتن امروز زودتر تعطیل شدیم..🗿
اگه گفتید کیه که الان باید بره کتابایی که با دل خوش و خیال آسوده کرده بود تو کارتون و گذاشته بود زیر تختش رو برداره دوباره بازشون کنه و یه سال دیگه بخونه؟؟ آفرین من.
همچین چسب هم زده بودم روشون که یعنی تا صد سال دیگه هم نمیخوام دوباره برتون دارم. و باز همچنان من:
از اول بازی خوابیدم دقیقا سر پوینت پونزده آخر بیدار شدم😭🤣
خدایاشکرت هوووووف
همش ولی میترسیدم از صربستان ببازیم که خب دمشون گرم انشاالله تا آخر همینطوری پیش برن.
هیچوقت فکر نمیکردم یدونه لیموناد اینطوری منو به وجد بیاره و موجب اشتیاق من بشه😂