"𝘔𝘪𝘯𝘥'𝘴 𝘙𝘦𝘧𝘭𝘦𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯"🇮🇷
امروز یکی جات اومد، دیدی؟؟
من هیچوقت موقع حیاتش با این شخص اینطوری حرف نزدم ولی بعد از فوتش یجورایی احساس راحتی میکنم باهاش..
"𝘔𝘪𝘯𝘥'𝘴 𝘙𝘦𝘧𝘭𝘦𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯"🇮🇷
امروز یکی جات اومد، دیدی؟؟
شاید بعد از دو سال مامانت خوشحال بشه که یکی توی روز تولد بچهش دوباره متولد شده..
البته مگه میشه غصه نخوره؟؟ یعنی...کاش نمیخورد...ولی واقعا امیدوارم دیگه مثل قبل غصه نخوره
یجوریه که از همون اول بخوام تولد یکی رو با مرگ یکی گره بزنم خیلی سنگینه نمیخوام بارش رو شونهش باشه..
نمیخوام اذیت شه که هربار وقتی تولدش شد عمهش بره سر قبر تک پسرش اونجا تولد بگیره بجای اینکه بیاد خونه و توی تولد باشه
نمیخوام فکر کنه جای تو اومده، نمیخوام..
بارش سنگینه بچه اذیت میشه..
شاید اگه گره خورد به تو اونموقع زندگی سختش بشه..
نمیخوام ناراحت شه نمیخوام سختش بشه..
تو اونجا دستت به خدا میرسه، بهش بگو بار نذاره رو شونهی بچه...گناه داره..
هربار فیلم و عکساتو میبینم بغض میکنم حتی هنوز باورم نمیشه وقتی حضور یکی رو با تمام اجزات درک و فهم کردی و یهو ببینی خوابیده زیر یه خرمن خاک..
خوشحالی الان، باید هم باشی، مگه زندگی برات چیکار کرد که دلت بخواد توش بمونی؟؟ ولی کاش براش تلاش نمیکردی...کاش نمیکردی، کاش دلا رو خون نمیکردی که وقتی رفتی همه یجوری بسوزن که انگار آهن داغ رو قلبشون گذاشتن...که هنوز هربار اسمت میاد خاطراتت جلو چشمشون بیاد، که جوهر عکسایی که ازت تو ذهنشون دارن هیچوقت خشک نشه..
هدایت شده از جنگلِحفاظتشدهیذهن
https://eitaa.com/28442044/21269
وای خدای من چقدر این ماجرا غم داشت:))))
خدا رحمتشون کنه