eitaa logo
"𝘔𝘪𝘯𝘥'𝘴 𝘙𝘦𝘧𝘭𝘦𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯"🇮🇷
245 دنبال‌کننده
3.1هزار عکس
529 ویدیو
9 فایل
غیرفعال. اینجاست هر آنچه از ذهن بر آید..! این‌جانب ، آدریِنا هستم. جهت گفت‌وگو: https://daigo.ir/secret/324154056 https://eitaayar.ir/anonymous/Fg6B.W17hBk پاسخ؟ @lostincastle @Adriena39 : بنده
مشاهده در ایتا
دانلود
البته مگه میشه غصه نخوره؟؟ یعنی...کاش نمیخورد...ولی واقعا امیدوارم دیگه مثل قبل غصه نخوره
یجوریه که از همون اول بخوام تولد یکی رو با مرگ یکی گره بزنم خیلی سنگینه نمیخوام بارش رو شونه‌ش باشه..
نمیخوام اذیت شه که هربار وقتی تولدش شد عمه‌ش بره سر قبر تک پسرش اونجا تولد بگیره بجای اینکه بیاد خونه‌ و توی تولد باشه
نمیخوام فکر کنه جای تو اومده، نمیخوام.. بارش سنگینه بچه اذیت میشه.. شاید اگه گره خورد به تو اونموقع زندگی سختش بشه.. نمیخوام ناراحت شه نمیخوام سختش بشه..
تو اونجا دستت به خدا میرسه، بهش بگو بار نذاره رو شونه‌ی بچه...گناه داره..
هربار فیلم و عکساتو میبینم بغض میکنم حتی هنوز باورم نمیشه وقتی حضور یکی رو با تمام اجزات درک و فهم کردی و یهو ببینی خوابیده زیر یه خرمن خاک..
خوشحالی الان، باید هم باشی، مگه زندگی برات چیکار کرد که دلت بخواد توش بمونی؟؟ ولی کاش براش تلاش نمیکردی...کاش نمیکردی، کاش دلا رو خون نمیکردی که وقتی رفتی همه یجوری بسوزن که انگار آهن داغ رو قلبشون گذاشتن...که هنوز هربار اسمت میاد خاطراتت جلو چشمشون بیاد، که جوهر عکسایی که ازت تو ذهنشون دارن هیچوقت خشک نشه..
https://eitaa.com/28442044/21269 وای خدای من چقدر این ماجرا غم داشت:)))) خدا رحمتشون کنه
ممنونم دختر خدا اموات شما رو هم بیامرزه..
خودمم باورم نمیشه دارم بعد از حدود دو سال، تو روزی که اونم روز تولدش بوده براش گریه میکنم. بخدا انگار همین دیروز بود وقتی داشتم کیفمو جمع میکردم که بیایم گریه میکردم، وقتی تو ماشین مثل مجسمه با زبون روزه نشسته بودم ۵ ساعت راهو نتونستم حرف بزنم نمیدونستم چی بگم.. وقتی رفتم تو خونه و مامانتو بغل کردم گفتم ایشالا غم آخرت باشه و درحالی که هنوز غمشو حتی درک نمیتونستم بکنم...باور کن همین دیروز بود..
واااا گریه نکنننن. پ.ن: خودم سه ساعته نشستم اشک میریز-