من خودم دوران مدرسه هم صبح تا شب یا مدرسه بودم یا درس میخوندم، بعد شبو دیگه میذاشتم برای استراحت و عشق و حال. تا دو و نیم سه بیدار بودم برای خودم کیف دنیا رو میکرد-
اینو تو وصیت نامهم هم بعدا مینویسم.
که زمانی که لازم بود کسی تحویلم بگیرد، نگرفت.
اصلا نمیدونم چرا چندوقتیه تو فکر اینم که وصیت نامهمو بنویسم هر چه زودتر.
وای خیلی جدیدا بد شدم همش اشکم دم مشکمه، بعد مثلا تا به یه چیز غمگین یا دردناک یا هرچی فکر میکنم، فوری بغض میکنم و چشمام پر اشک میشه اما خب هیچوقت توی شرایط مناسبی برای گریه نیسنم و کلا نمیتونم و بعد این بغضه و اشکا میرن و محو میشن و هی سنگینیِ رو دلم بیشتر و بیشتر میشه، بعد هیچجا نیست که خالیش کنم..