eitaa logo
"𝘔𝘪𝘯𝘥'𝘴 𝘙𝘦𝘧𝘭𝘦𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯"
233 دنبال‌کننده
3.1هزار عکس
522 ویدیو
9 فایل
غیرفعال. اینجاست هر آنچه از ذهن بر آید..! این‌جانب ، آدریِنا هستم. جهت گفت‌وگو: https://daigo.ir/secret/324154056 https://eitaayar.ir/anonymous/Fg6B.W17hBk پاسخ؟ @lostincastle @Adriena39 : بنده
مشاهده در ایتا
دانلود
_آخر یک لحظه فکر کنید؟ لحظه‌ای همچون قایقی بی‌سرنشین در دریایی بی‌پایان سرگردانم و لحظه‌ای همچون قاتلی خشمگین که طعمه‌اش گریخته و در یافتنش ناتوان است، به زمین و زمان فحش می‌دهم. لحظه‌ای دیگر اما همچون مقتولی که در حال تیکه‌تیکه شدن باشد، ناامید از نجات، به نقطه‌ای نامعلوم زل زده‌ام و در انتظار پایان این ذبح شدن هستم. لحظه‌ای دیگر اما مانند شخصی که برنده لاتاری شده باشد، ذوق و شوق دارم. لحظه‌ای دیگر همچون مادری که مورد بی‌مهری فرزندش قرار گرفته باشد، غمگینم. لحظه‌ای همچون موج‌های طغیان‌زده دریا خشمگینم و لحظه‌ای دیگر همچون موج‌های ساحل، آرام. از درک احوالات ثابت خویش عاجزم. آیا همچون کسانی که به دنبال توجه‌اند، منفورانه با نوشتن به دنبال توجه‌ام؟ یا اینکه فقط به دنبال کشف خودم هستم؟ اگر به دنبال کشف خودم هستم، این کار چه کمکی می‌کند؟ من واقعاً می‌دانم که بعدها خجالت‌زده می‌شوم و با خواندن این نوشته‌ها، علاوه بر لعنت فرستادن به خودم، از خنده هم روده‌بر می‌شوم (خنده عصبی). ولی فقط در صورتی می‌توانم درس بخوانم که این احساسات را بنویسم، که ریخته شود بیرون تا بتوانم درس بخوانم. این افکار عجیب‌غریب به طرز مسخره‌ای دارند توی سرم تکرار می‌شوند؛ انگار مغزم و قلبم برای بها دادن به رویاهای احمقانه‌ام التماس می‌کنند و وقتی می‌بینند نمی‌خواهم به خواسته‌شان عمل کنم، با من لج می‌کنند. متاسفانه خودم هم زیاد بدم نمی‌آید به رویاهای احمقانه‌ام بها دهم. انگار که هیچ کار دیگری برای انجام دادن نداشته باشم، می‌نشینم و ساعت‌ها برای اتمام این افکار تلاش می‌کنم. شاید اگر همان‌قدر که برای اتمامش تلاش کردم، برای به نتیجه رساندنش هم تلاش می‌کردم، دیگر به سراغم نمی‌آمد، مگر نه؟ نمی‌دانم. از دست خودم و هورمون‌هایم و احساسات متناقض و بی‌پایانم خسته شده‌ام و حتی نمی‌خواهم دیگر اهمیتی برای‌شان قائل شوم. دیوانه‌ام کرده‌اند. اما کار درست این هست که بگردم به دنبال نتیجه‌ای، به دنبال سرانجامی، به دنبال پایانی برای این افکار، احساسات یا هر اسمی که دارد. ای کاش کسی در این سردرگمی تکلیفم را روشن می‌کرد یا حداقل کنارم بود 🤕 آدرینا جان من این متن را نوشتم ممنون میشم بخوانی را نظر بدی🤧😅
خیلی خفن بود. تشبیه و استعاره‌ها جدا👏🏻👏🏻
خیلی قشنگ شده واقعا تحت تاثیر قرار گرفتم آفریییین.
_ https://eitaa.com/mymindsreflection/25373 ممنونم بابت نگاه قشنگت کلی ذوق کردمممم🫠🌊🥺 +ایوای کاری نکردم(((: جدا آفرین بهت. و حتما بیشتر بنویس استعدادشو واقعا داری✨🫂
هدایت شده از Omlet
دینگ‌دینگ! این پیام رو فوروارد کنید و تگ‌ها رو به دستم برسونید: @The_Silver_book و حتماً از ۳۹ تا ۲۰۳ یک عدد انتخاب کنید تا من با توجه به شماره‌صفحه‌ای که گفتید یک قسمت از اون صفحه رو بهتون هدیه بدم.🌟📜
هدایت شده از  ستاد مبارزه با بیکارا
ممنون الان علاوه بر شهید باید برای عشق مرده بین دو نفر گریه کنم