_سلام چطوری؟ خوبی؟ ساعت ۵ صبحه و من داشتم پیاماتو میخوندم و یکم حسودیم شد حقیقتا.. ما همسنیم و این قضیه نمیتونه ربطی به سن داشته باشه...ولی چجوری توانقد خوب اطلاعات تو ذهنت میمونه و اونقدری جرعت داری ک ازشون دفاع کنی... من بخوام همیچین کاری کنم همونن موقع حافظم ک زرت خاموش میشه ، زبونمم یهو تصمیم میگیره دیگه همکاری نکنه(تپق های شدید:)) حسودیم شدا... ولی...بهت افتخار میکنم و ماشالا ماشالا بت میگم ماشالااااا
+ایوای(((:
بذار یه ویس بگیرم(((: