دلم میخواد از اتفاقات روزمرهم عکس بگیرم اینجا بذارم ولی خب متاسفانه اونقدری حافظه ندارم که هرروز عکس بگیرم😭😂
هدی دیگه اونقدری بزرگ شده که بتونم بگیرم فشارش بدم و این واقعا مایه خرسندی و آرامش روحمه.
یعنی خب کلا ذات بچه کوچیک اینطوریه که هرچقدرم دور و برت انرژی منفی و خستگی و دعوا و اینجورچیزا باشه بازم فقط کافیه بری پیشش و به معنای واقعی کلمه کل خستگیت از تنت میره بیرون.
و اینطوریم که عکسای یکی دو ماه پیششو نگاه میکنم بعد میرم کلی بوسش میکنم میگم تو چقد زشت بودی آخه بچهههههههههههه😭😂
واقعا ابعاد جدیدی از خودم رو هنگام مواجهه باهاش کشف کردم که فکر نمیکردم وجود داشته باشن..😂
یه ویس طولانی دادم درمورد چانسو و شین وون تائک(؟)😂 که نیومد.
پ.ن: البته همون بهتر که نیومد آبروی نداشتهم میرفت...