eitaa logo
"𝘔𝘪𝘯𝘥'𝘴 𝘙𝘦𝘧𝘭𝘦𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯"
241 دنبال‌کننده
3.3هزار عکس
586 ویدیو
9 فایل
اینجاست هر آنچه از ذهن بر آید..! این‌جانب ، آدریِنا هستم. https://eitaa.com/28442044/28514 اگر حرفی بود @lostincastle پشتیبان @Adriena39 : بنده
مشاهده در ایتا
دانلود
فقط هر چی بیشتر میگذره بیشتر مطمئن میشم که ترامپ تو سرش به جای مغز کاهه. و البته متاسفانه این مرضش به سران کشورهای عربی هم سرایت کرده.
از قطر توقع نداشتم در ماه رمضان به عنوان کشور برادر و مسلمان اینقد چرت و پرت بگه😔😂. یک دنیا معذرت😔
بچه‌ها من که بلد نیستم تبریک بگم باید چیکار کنم.
واکنش من به تمام چیزهای دنیا: وای.
اصلا باورم نمیشه که ارور ۴۰۴ بالاخره داره تموم میشه.
خب بذارید منم خیر سرم یه متنی چیزی بنویسم.
البته من اسم ملتو نمیارم چون میترسم بعضیا جا بمونن از اونجایی که من آلزایمر دارم.
خب. اینم از این. اصلا باورم نمیشه. امسال...اوووووه! واقعا شاید بتونم بگم عجیب ترین سال عمرم بود!! هر روز و هر ساعتش یک چیز عجیب و جدید پیش اومد و واقعا....نمیدونم...!! بالاخره داره تموم میشه. گرچه ما نمیدونیم تا کی زنده‌ایم...شاید همین فردا قبل از اینکه سال تحویل شه دیگه من نباش-😔😂 حالا هرچی. امسال هرچیزی رو که میشد تجربه کردیم/کردم. کنکور، فکر میکردم مهم‌ترین واقعه‌ی عمرم تا اینجا همینه، بعد دیدم اوه!! چیزهای مهم‌تری هم هست... واقعا کنکور تجربه عجیبی بود و بعنوان یه کنکوریِ ۱۴۰۴ و یه پشت‌کنکوریِ ۱۴۰۵ دیگه نمیدونم چی مونده که تجربه نکرده باشم. اون از روز کنکور و وقایع بعدش. بعدشم امتحانات نهایی و جنگی که دقیقا فرداش شروع شد. چیزای عجیب غریبی که با جنگ تجربه کردم...و البته داغ عزیزانی که در جنگ ۱۲ روزه از دست دادیم.. تجربه دو تا مصاحبه عجیب غریب و واقعا به خودم افتخار میکنم که از پسش بر اومدم با اینکه در نهایت قبول نشدم ولی خب اون مصاحبه‌ها رو هم خوب دادم و هم کلی چیزای جالب ازشون یاد گرفتم و تجارب جدید کسب کردم اونم فقط توی یک روز...! دوباره کنکور و معده‌درد‌های عجیب! برای منی که هیچوقت با معده‌م هیچ مشکلی نداشتم‌..😂 نوشتن داستان واقعا برام تجربه خفنی بود با اینکه قبلا تجربه‌ی نوشتن داستان رو داشتم اما نه به این صورت و خب واقعا تجربه خفنیه و بشدت بابتش خوشحالم و از خودم راضی‌ام. برگشتن به والیبال بعد از سالها. والیبال امسال یکی از بزرگترین چیزای زندگیم بود و واقعا من رو به زندگی برگردوند و بخاطرش خدا رو هزاران بار شاکرم.. یه شکست‌عشقیِ(؟) انتخابی😂😂 واقعا عجیب بود و خب من تا مرزهای خلاص کردن خودم رف- بهرحال هرچی بود افتضاح‌ترین حالات ممکنم رو تجربه کردم و خب خدا لعنتش ک- حالا هرچی. من واقعا وضعیت عجیبی داشتم و متن‌های عجیبی هم نوشتم...خدا بزرگه.. تصمیمِ بزرگ پشت‌کنکور موندن یه چیز خیلی بزرگ بود برام اونم برای منی که هیچوقت فکرش رو هم نمیکردم که پشت کنکور بمونم و پشت کردن به رشته‌هایی که یه روزی رویام بودن واقعا تجربه‌ی غریب، شاید غم‌انگیز و همینطور سازنده‌ای بود...نمیدونم درباره‌ش باید چی بگم. اتفاقات عجیب غریبِ توی خانواده و فامیل هم دیگه جای توضیح نداره ولی کم‌لطفی بود اگر توی این لیست جاش نمیدادم. زحماتی که توی خونه کشیدم و بار سنگین مدیریت خونه و خانواده واقعا چیز جدیدی بود، بسیار سخت و باز هم بطور عجیبی سازنده بود که خب حقیقتا قبلا شاید تجربه‌ش کرده بودم اما نه به این صورت و شدت... و تجربه‌ی خواهر شدن برای بار سوم میتونم بگم یکی از قشنگ‌ترین چیزهام بود با اینکه خیلی سختی کشیدم و واقعا توی دورانی بودم که این وضعیت شدیدا برام دشوار بود اما از سختی‌هاش سرسختانه عبور کردم و به خودم میبالم بابتش...ولی با اینحال هیچوقت پیش نیومده بود به چنین موجودی اینقدر وابسته بشم و دوستش داشته باشم و هرکاری براش انجام بدم و واقعا تجربه‌ی خیلی متفاوتی بود به نسبتِ دفعات قبلی و فقط میتونم خدا رو شکر کنم...(: تجربه‌های عجیبِ بین مهر تا اسفند... پیش‌بینی‌های عجیبم که باعث میشن یه جاهایی فکر کنم/بقیه فکر کنن که نوستراداموسی چیزی هستم یا علم غیب دارم و واقعا حس میکنم حس شیشمم امسال خیلی قوی‌تر از سالهای قبل شده و خب این یکی جدا عجیب بود.. یه جورایی یه تحولات و انقلاب‌های عجیبی در من رخ داد امسال، چه از لحاظ بینشی، چه از لحاظ معنوی، چه از لحاظ اخلاقی و تمام اینچیزا...و خب بابتش خوشحالم.. بعدم که دوباره جنگ و از دست دادنِ کلی از بزرگان و همینطور اسطوره‌ی بزرگ زندگیم که ضایعه‌ی بزرگی در تمام زندگیم بود و علاوه‌بر اینکه تاریخ هیچوقت فراموشش نمیکنه، من هم فکر کنم حتی اگر آلزایمر هم بگیرم نتونم این واقعه رو فراموش کنم. تجربه‌ی بی‌خانمانی و احساس بی‌مصرف بودن در عین افتخار به مردم و کشورم...پر از استرس‌های عجیب غریب و تلاش برای آروم کردن خونواده و یه جورایی فدا کردن تصمیمات و ترجیحاتم بخاطر خانواده(نه اینکه قبلا اینکارو نکرده بودما! ولی ایندفعه خیلی اساسی‌تر و عمیق‌‌تر بود!)....و خب....نمیدونم باید چی بگم... واقعا امسال سال پرباری بود در حدی که گاهی حس میکردم بعضی از وقایعش مال پارسالن.. این از "منِ امسال" و خب فکر کنم خیلی چیزها یادم رفت اما خب بنظرم تا همینجا کافیه...