بدم میاد از اینکه آدم بیمصرفی هستم از اینکه هیچکاری نمیتونم بکنم از اینکه بقیه اصلا منو نمیفهمن از اینکه مدام بحث کنم و با آدمایی که قرار نیست متوجه بشن سر و کله بزنم و مدام به خودم و بقیه امید بدم که آره هرشب ۱۰ نفر میان پای مسجد برای تجمع و هرچقد بگذره بیشتر میشه درصورتی که انگار توی این بلاد کفر فقط توی گوشاشون پنبه کردن و هیچ فایدهای نداره این تلاشا و من واقعا دیگه توانِ امید دادن به خودم و بقیه رو ندارم..
بدم میاد از اینکه مدام همه آیه یاس میخونن و من واااقعا متنفرم از همه چی
"𝘔𝘪𝘯𝘥'𝘴 𝘙𝘦𝘧𝘭𝘦𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯"
حتی درست نتونستم گریه کنم بخاطر شهادت آقا
که البته بقیه هم فکر کنم نکردن، پس فعلا سعی میکنم باهاش کنار بیام..
نمیدونم فقط میدونم که الان دارم گریه میکنم و دیروزم گریه کردم و پریروزم گریه کردم و واقعا فشار رومه و اصلا نمیدونم باید بابتش چیکار کنم.
هدایت شده از سدخارجی
16.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
منم شمارو خیلی دوست داشتم، خیلی... ❤️🩹🥺
یه مقدار طول کشید تا به خودم بیام و شرایطش مهیا بشه بتونم کاری بزنم
ولی خب شرایط جنگی و سلاح منم همین کاره
باید پای کار وطن بود🇮🇷
@Sedkhareji✔️
اتفاقا یه جوری پشت سر هم و با سرعت رخ میدن که واقعا آدم گیج میشه. ولی خب...خداروشکر..
رفتیم با بابام یه سری زدیم خونمون. نتونستم اصلا جلوی گریهمو بگیرم، دلم برای تک تک اجزا، کوچیکترین چیزای تو خونمون هم تنگ شده بود...
ولی خب....هرچی باشه...نمیدونم...شهر خیلی حس خونه میده...هرچند جنگزده..