یک قرن نشستم برای خواهرم پاورپوینت ساختم درمورد بیماری سل. چون خانمشون گفته بود و خواهرم واقعا کند تایپ میکرد و نمیتونست دستخط منو بخونه و من حرصم میگرفت.
رفیق شفیقم سه چهار روز پیش زنگ زد، دو روز پشت سر هم، من گفتم درگیرم خودم بهت زنگ میزنم. بعد انقد شلوغ بودم که نتونستم زنگ بزنم. و خب باید از همین تریبون(😔) بگم که رفیق این چندروزه مدام تو این فکر بودم بهت زنگ بزنم اما چون خواستم سرفرصت باهات حسابی گپ بزنم فرصت نشد که تماس بگیرم و خب خواستم عذرخواهی کنم ازت...
ببخشید لطفا...
من چیزی ندارم که تعريف کنم متاسفانه زندگی داره روی دایرهی روزمرگی میچرخه.
_ https://eitaa.com/28442044/28297 منظورم آفرینننننننننن بود 🤭😅
+اهااا. اووکی😔😂 حله پیش میاد بهرحال.
_ https://eitaa.com/28442044/28313 سلامممممم من هستممممم🤗
+سلااااممم حالت چطورههه؟؟ بیا صحبت کنیمممم.
_سلاااامممم چطوریییی
+سلااااام. من خوبم خیلی ممنووون. شما چطوریی؟؟ احوالت؟