eitaa logo
"𝘔𝘪𝘯𝘥'𝘴 𝘙𝘦𝘧𝘭𝘦𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯"
233 دنبال‌کننده
3.1هزار عکس
524 ویدیو
9 فایل
غیرفعال. اینجاست هر آنچه از ذهن بر آید..! این‌جانب ، آدریِنا هستم. جهت گفت‌وگو: https://daigo.ir/secret/324154056 https://eitaayar.ir/anonymous/Fg6B.W17hBk پاسخ؟ @lostincastle @Adriena39 : بنده
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از ساحره‌ای‌در‌تاریکی‌ابدی"
تا بهتون ثابت نکنم دورمسترانگ فوق العاده‌ست ول کن نیستم 🤝✨
خب خبر خوب..امروز قراره پارت بزارم اگه خدا کمک کنه😔😂 و اگه دوباره بدقولی نکنم..
"𝘔𝘪𝘯𝘥'𝘴 𝘙𝘦𝘧𝘭𝘦𝘤𝘵𝘪𝘰𝘯"
فصل ۲ "پادشاهی فروپاشیده" پسر به اطراف خود نگاه کرد تا آقای بلک را بیابد. اما هیچکس به غیر از خودش آ
فصل۲ "پادشاهی فروپاشیده" مرد موهای قهوه ای تیره داشت و رنگ چشمان آبیش دقیقا شبیه به رنگ چشمان ویلیام بود. مرد توی تصویر ، لباس پادشاهی بلند و سیاهی پوشیده و تاجی از طلا را در دست گرفته بود ، زنی در کنار او ایستاده بود که موهای قرمز مایل به قهوه ای اش را بالا بسته بود و یک لباس سبز زمردی و بلند با نگین های مشکی و سفید بر تن داشت. هردوی آنها به طور غمگینی لبخند میزدند. ویلیام بهت زده به عکسی نگاه میکرد که ریچارد میگفت عکس والدینش است..و او به این مسئله به طور عجیبی باور داشت. ریچارد گفت: اون بهترین پادشاه این قلمرو تا الان بوده ، تا وقتی که اون بود همه توی صلح و آرامش بودن ، قبل از اینکه بیایم اینجا.. ویلیام پرسید: بیاین اینجا؟؟ ریچارد ادامه داد: بله ، هیچوقت اون روز رو یادم نمیره. همه باهم سر میز نشسته بود..شما اونموقع خیلی کوچیک بودید آقای بلک! پادشاه فیلیپ¹ و ملکه مارگارت² باهم حرف میزدند و ناهار میخوردند و ماهم کنارشون ایستاده بودیم تا ظرف های ناهار خالی بشه. که یهو هوریس³ دوید و اومد تو ، و گفت که یه لشکر از آدم بیرون با چوب و چماق و بیل و کلمگ ایستادند و سردسته شون هم اسکاته ، اسکات اسمیت⁴! کی فکرشو میکرد؟؟ اسکات نورچشمی پادشاه و ملکه بود ، اون یه جادوگر بااستعداد بود که پدر و مادرش جادوگر نبودند‌. اون تا سال دهم توی مدرسه موند و جادوگری رو یاد گرفت و حدی رسید که میتونست با دستش جادو کنه. اما اون بعد از چندین سال زندگی کنار ما ، جای ما رو به معمولی ها⁵ لو داده بود و اونها اومده بودن تا بجنگن ، از ترس.. اونها میترسیدن کنار ما زندگی کنند. اونموقع قلمروی بلک جای دیگه ای بود ، دور از اونها اما اونها اومدن و جنگیدن. پادشاه فیلیپ رفت تا باهاشون حرف بزنه ، اما...اما... ویلیام که بسیار تحت تاثیر داستان قرار گرفته بود و انگار میدانست در نهایت چه میشود ، سرش را زیر انداخت و با صدایی گرفته گفت: کشتنش ، درسته؟؟ ریچارد آرام گفت: بله! و بعد همچون ابر بهار گریست.. ¹.Philip ².Margaret ³.Horace ⁴.Scott Smith ⁵.Normal People.
https://eitaa.com/Gavaldon/1248 وای توروخدا اینطوری نگیییننن..من هییچ چیز خاصی ندارم باور کنید..😔 ذوووق همزمان با خجالت*
فقط منم که خودمو برا گربه ها نمیکشم؟؟🥱
از لحاظ روحی نیاز دارم زمستون شه
https://eitaa.com/Gavaldon/1249 فلیسین حقگو: انقد کامل و جامع بود که نمیدونم چی بگم..
دیدین بعضی وقتا یهو انگار منفجر میشی ولی صدا نداره؟؟ کلا هیچ صدایی نیست ، فقط خودتی و یه سکوت مرگبار که خدا میدونه کی قراره تموم شه! آره خلاصه..
قرار نیست اینجا دپ باشه.. بیاین اگه هستین ، چند تا چیز که وایب خوبی میده بنظرتون رو بگید.. https://harfeto.timefriend.net/16925524936101 @Adriena39